(1) منزل كردن محمّد قاسم به ارمابيل (2)
پس محمّد قاسم از ديبل عزم غزاى ارمابيل كرد (3) كه از ان راه به نيرون (4) روند. چون بمنزل رسيد، نبشتهء [كه] راى داهر در قلم آورده بود رسيد (1) .
بسم الله العظيم ذى الوحدانيّة و ربّ سيلائج: اين مكتوب داهر چچ، ملك سند و راى (5) هند و فرمان دهِ بر و بحر، بجانب مغرور و مفتون محمّد بن قاسم، كه بر كشتن و قتال حريص است و بيرحم، و (6) بر لشكر خود هم نمى بخشايد و همه را در بوته فنا نهاده. و پيش ازين ديگرى هم در خواب غرور برين منوال سر (7) كرده بود و به سهم سياست (8) آمده. و ابو العاص (9) بن الحكم (ص 92) باو بيعت كرده بود (10) ، چرا كه سودائى (11) در دماغ داشته بود (12) ، كه من ولايت هند و سند (13) را فتح كنم و در ضبط آرم (14) . يك دو تكر (15) كمينه ما كه سبيل صيد در سواد ديبل رفتند او را بكشتند، و لشكر او تمام (16) منهزم گشت (17) . اكنون (18) محمّد قاسم را همان سوداء در دماغ ترقى كرده است، تا عاقبت خود را
(1 - 1) اين جمله در نسخه س موجود نيست
(2) ب س: ارمن بيله؛ پ: ارمائيل؛ ك: ارمابيله
(3) خيلى غريب است زيرا كه پيش ازين مؤلف اعلام داده كه محمد بن قاسم از ارمابيل شده بديبل آمد. و الآن بيان خود را رد كرده مى گويد كه محمد بن قاسم قهقرى برگشت! ب ح: ارمن بيله؛ پ: ارمائيل؛ ك: ارمابيله
(4) م: ما بيرون
(5) پ س م: پادشاه
(6) پ: كه
(7) ب س: بر سر؛ م در سر
(8) ب س كم: به سهم و سياست
(9) پ س كم: ابى العاص
(10) پ: كرده
(11) پ: و سودا
(12) ب كم: كرده
(13) ب: سند و هند
(14) پ: ولايت هند و سند رويم و فتح كرده در ضبط آريم
(15) م: بكر
(16) ب م: لشكر ايشان
(17) پ: كشتند و بعضى را منهزم گردانيدند
(18) ب س كم ندارد: اكنون