فهرس الكتاب

الصفحة 21 من 464

،مقدمه، ص:20

و مبداء اشياء پنداشته است و گفته است كه بر اثر تخلخل و تكاثف آتش همه چيز پديد مى آيد. ارسطو مبادى اشياء را صورت و عنصر و قدم و عناصر چهارگانه و عنصر پنجمى بنام اثير فرض كرده است. آنكسما ندروس ملطى، نامتناهى را اصل و مبداء هستى پنداشته است. انبدقليس مهر و كين را اصل پيدايش عالم گمان كرده است، ديگرى جز آنچه با چشم ديده و يا با گوش شنيده مى شود انكار كرده است. ديمقراط (دمكريتس) عقل را مبدع اول دانسته است و با انبدقليس (امپدكليس) در مورد نشأه ثانى هم عقيده بوده ولى در مورد مبدع اول با وى خلاف كرده است. فلوطرخس قائل به وجود صور نامتناهى در نزد بارى است. كسنوفانس مبدع اول را موجود ازلى دانسته و ازليت صورت و هيولا را نفى كرده است. زينون اكبر خداوند و عنصر را دو مبداء اول قرار داده است. انكساغورس در مورد مبدع اول با فلوطرخس به مخالفت برخاسته است. انكسمانس، بارى تعالى را انيت محض دانسته است و نيز مدبر عالم را سكون محض فرض كرده است ولى انبدقليس باوى در اين مورد خلاف كرده و او را متحرك بنوع سكون انگاشته است. ارسطو وجود هر گونه حركتى را در مورد مبداء اول نفى كرده است. و نيز انكسمانس و سقراط در مورد حق و حكمت خلاف كرده اند، يكى وجود حكمت را قبل از حق و ديگرى آن را قائم به حق فرض كرده است. فيثاغورس انطاكى ادراك بارى را از سوى عقل محال شمرده است و نيز عالم را تأليفى از الحان بسيط و اعداد روحانى پنداشته است.

فلانوس يكى از شاگردان فيثاغورس كه تعاليم وى را در هند

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت