،مقدمه، ص:18
خوارق عادات وى مى پردازد كه دليل بر مقام والاى معنوى پيغمبر و كمال روحانى اوست و از اين رهگذر سخن را به پيغمبران ديگر چون موسى و عيسى (ع) مى كشاند. پيغمبران مؤيّد از ملكوت اعلا هستند و با فيض روح قدسى اسرار وجود را بازگو مى كنند. پس چگونه ممكن است سخن آنان متناقض باشد.
فصل بعدى «كه كلام انبياء و رسوم ايشان» نام دارد.
دوباره به موضوع رمز و تمثيل و اهميت آن در فهم اسرار ملكوتى اشاره مى كند و اين بار برخى از رموز و اسرار كلام نبوى را باز مى نمايد و سخن را به قرآن و ديگر كتب منزله مى كشاند يكى از مثالهائى را كه در اين مورد ذكر مى كند اين است: از پيغمبر روايت شده است كه خداوند راه راستى را مثل زده است كه در دو طرف آن ديوارى ساخته شده است و بر ديوارها، درهاى گشوده شده قرار دارد و از آن درها، پرده هائى آويزان است و در آغاز راه، ندا دهنده اى ندا مى دهد كه به راه راست آئيد. سپس فرمود، آن راه راست اسلام است و آن درهاى باز محارم خداوند است و پرده ها، حدود و احكام خداوند است و آن منادى، قرآن است.» راه مثل و معنا چنين است و آنچه در قرآن در اين خصوص آمده است، بليغ تر و موجزتر است.
حضرت محمد (ص) نيز خود به اين معنى اشاره كرده و فرموده است: «هيچ آيه اى به سوى من فرو فرستاده نشده است مگر آنكه ظاهر و باطنى دارد و هر حرفى از آن حدى و هر حدى مطلعى دارد.» ولى بايد توجه داشت كه اين امثال، گر چه به ظاهر مختلف است ولى اصل آنها در واقع امر يكى است و حقيقت