جواب گوئيم مقصود ما آن است كه بنص آنحضرت لازم شد خليفه ساختن حضرت صديق و فاروق در زمان مخصوص و به ايشان متوجه شدن و عقد خلافت براي ايشان بستن و امتثال امر ايشان نمودن در آنچه متعلق است بخليفه، ليكن وجود خلافت بالفعل به بيعت اهل حل و عقد بود يا باستخلاف مثل آنكه نماز فرض شد بر زيد در كلام ازلي، و بنص شارع و تعلق حكم وجوب بالفعل منوط گشت بدخول وقت.
پس باعتبار حكمت اسباب و علل نسبت كرده ميشود انعقاد خلافت به بيعت اهل حل وعقد يا باستخلاف.
و همچنين باليقين ميدانيم كه شارع عليه الصلوه والسلام نص فرموده است بآنكه امام مهدي در دامان قيامت موجود خواهد شد و وي عند الله و عند رسوله امام بر حق است و پر خواهد كرد زمين را بعدل و انصاف چنانكه پيش از وي پر شده باشد بجور و ظلم پس باين كلمه افاده فرموده اند استخلاف امام مهدي را و واجب شد اتباع وي در آنچه تعلق بخليفه دارد چون وقت خلافت او آيد ليكن اين معني بالفعل نيست مگر نزديك ظهور امام مهدي و بيعت با او ميان ركن و مقام.