فهرس الكتاب

الصفحة 1250 من 2207

است در طريقت بعد از آن هر دو صفت در وي جمع مي شوند و رؤيت يكي از ديگري مانع نمي آيد و در اين حالت متوسط شد در قدر و جبر و قائل شد به امر بين الامرين و رجوع نمود به مرتبه ي عوام اهل سنت و سني گشت در طريقت، بعد از آن او را لباس ديگر مي پوشانند در نظر او سست مي كنند اسباب را هر چند كه اين اسباب منافي توحيد او نيست بلكه هر چند اسباب بيشتر توحيد او زياده تر اما با اين همه اجمال في الطلب پيش مي آرد چنانكه از فلتات لسان وي و مجاري احوال وي مستفاد مي شود كه از اين همه وارسته است و حالت اولي حال اولياء است و حالت ثانيه مقام انبياء كه به وراثت ايشان اكمل اولياء به آن مشرف مي شوند همچنين در اول حالت آدمي به زبان ذكر مي گويد و دل او عين ذكر نشده است، بعد از آن ترقي مي كند و دل او عين ذكر مي گردد و از ذكر زباني مستغني مي شود بلكه آنرا نمي تواند كرد بعد از آن تفرقه واقع مي شود در ميان زبان وي و دل وي، زبان وي به كلام ناس متكلم است و دل او عين ذكر است و اين حال اولياء است، بعد از آن او را لباس ديگر مي پوشانند و رغبت مي دهند به ذكر و او را در مقام ذاكران مي گذارند و اين مقام انبياء است و لهذا حضرات انبياء با وجود كمال خود اورع ناس بودند و ازهد ايشان و اعبد ايشان نمي بيني كه مولانا جلال الدين رومي [1] قدس سره مي فرمايد:

ترك استثنا ز مردم قسوت است

نه همين گفتن كه عارض حالت است

(1) - جلال الدين محمد بلخي

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت