و اما تأثير احوال پس از آن مي توان دانست كه مصاحبان شيخين همه متأدب ماندند به شريعت و راغب به احسان، و از كسي حركتي شنيعه ظاهر نشد و مصاحبان حضرت مرتضي اكثر ايشان سپاهي منشان بودند اهل طمع و حرص و حقد و حسد، و با حضرت مرتضي خلوص محبت نداشتند و نه رسوخ انقياد چنانكه جناب مرتضي مكرر از ايشان بر سر منبر شكايتها مي كرد كه كاشكي اهل كوفه را صرف كنيم با اهل شام مانند صرف دراهم و دنانير ده كس را دهم و يكي بستانم، و بيوفائي از ايشان ظاهر شد چنانكه تا حال الكوفي لا يوفي مَثل سائر است و با حسن مجتبي و حسين شهيد كربلا رضي الله عنهما آنچه از بيوفائي ها كردند محتاج بيان نيست، و جمعي كه خلوص محبت و رسوخ انقياد داشتند در اعتقاد خود شير و گربه افتادند جمعي افراط كردند در اعتقاد تعظيم تا آنجا رسانيدند كه حد غير نبي نباشد، و حضرت مرتضي ايشان را از اين افراط مكرر باز ميداشت و ايشان منزجر نشدند، چنانكه قصه هاي بسيار به نسبت آن جماعه كه در صحابه طعن مي كردند منقول است، و جمعي تفريط كردند دون آنچه در حق او مي بايست، و جمعي متوسط الحال بودند و ايشان اصحاب عبد الله بن مسعود اند.