و در حمل كلام او بر معني مناسب نيز مختلف شدند جمعي اين همه مبالغه ها و تاكيد ها كه بر سر منبر مي فرمود اصغاء نمي كردند و مي گفتند مرد محارب است مي گويد خلاف آنچه در خاطر دارد و همين عقيده فاسده تخم مذاهب فاسده شد از تقيه و اختيار آنچه مخالف جمهور باشد چنانكه شيعه مي گويند، و جمعي حمل كردند كلام او را بر آنچه موافق جماعه باشد و ايشان اصحاب عبد الله بن مسعود بودند و روايات ايشان همانست عمده نزديك اهل سنت و جماعت، پس اگر تأثير صحبت مرتضي ايشان را مي گرفت اين اختلافها پيدا نمي شد چنانكه در زمان آن حضرت صلي الله عليه وسلم و شيخين پيدا نشد.
سوال: اگر گوئي كه حضرت مرتضي به مرالحق دعوت مي نمود و شيخين از مرالحق يك پايه فرود تر مي آمدند، و يا گوئي مخاطبات مرتضي غامض تر بود و عامه را دست به معاني كلام او نمي رسيد و شيخين در كلام سهل التناول افتاده مي گفتند، يا گوئي احوال مرتضي به تجرد و ملَكيت مامل تر بود و احوال شيخين به بشريت و اختلاط مناسب تر، و مناسبت شرط است در ميان مؤثر و متاثر پس اختلاف قوم هم ناشي از كمال و افضليت مرتضي است و اگر مرتضي ايشانرا آنچه مي بايست ارشاد فرمود و ايشان به قول او كار نكردند نقص اين جماعه ي عاصيه ثابت مي شود نه نقص مرتضي چنانكه جمعي به آن حضرت صلي الله عليه وسلم نگرديدند و به سبب نگرديدن ايشان نقصي به آن حضرت صلي الله عليه وسلم عائد نشد بلكه دائره شقاوت بر ايشان افتاد.