بر روي هم ابن الجوزي از نظر عقايد و روش و منش وگفتار، نماينده وضع متوسط محيط و زمان خويش است و از مذهب مختار و گرايش حاكم دفاع مي كند و اين بويژه در كتاب تلبيس ابليس كه معروفترين (و شايد مهمترين) اثر اوست مشهود است. در اين كتاب همة كساني را كه همانند او نمي انديشيده اند به يك چوب رانده و فريبخوردگان شيطان خوانده است و در ردّ قول مخالفان و دگر انديشان از همة شيوه هاي بحث و جدل سود جسته، به طوري كه با وجود شمّ حديث شناسي كه دارد و مثلا احاديث بر ساختة متصوفه را نيك حلاجي و تنقيد مي نمايد، به نوبة خود بعضي اوقات از آوردن احاديث مجعول در تأييد حرفهاي خودش باكي نداشته و به «اهل بدعت» تاخته و در اين طريق براي آنكه انها را به شمار هفتاد و دو فرقة جهنمي برساند دريغ نورزيده است.
با اين حال نظر به آنكه در بعضي ديگر از تأليفات آن عصر و نيز كتب تاريخ و ادب (از جمله آثار ديگر خود ابن الجوزي) مؤيدات و شواهدي براي بسياري از مطالب تلبيس ابليس هست و نيز در اين كتاب فقرات مفصلي از چند اثر مهم كهن [1] كه ظاهرًا اكنون در دست نباشد، نقل شده است، ما مي توانيم به تلبيس ابليس ابن الجوزي همچون يك سند مهم تاريخ فكري و اجتماعي دنياي اسلام در قرن ششم بنگريم، پيداست كه اين نگرش بايد توأم با نقادي باشد.
(1) از آن جمله است كتاب الآراء والديانات ابومحمد نوبختي، كتاب المقالات ابوالقاسم بلخي، كتاب يحيي بن بشير بن عمير نهاوندي] در عقايد و مذاهب [، كتاب سنن التصوف ابوعبدالرحمن سلمي، كتاب صفوة التصوف محمد بن طاهر المقدسي، و المصح بالاحوال از همو ...