و اين اشاره زيبايي است که اهل علم در وصف موعظه به شيوه نيک بيان کردهاند که در دعوت به حکمت نيست. و گفتهاند: موعظه به «شيوه نيک» مقيد شده در حالي که حکمت مقيد نشده و بصورت مطلق ذکر شده به اين علت که حکمت تعليم جويندگان کمال است توسط معلمي که به تعليم دانشآموزانش اهتمام ميورزد و بنابراين جز شيوه نيک و پسنديده نميتواند داشته باشد و نيازي به تنبيه ندارد تا حَسَن [و شيوه نيک] بودن معني پيدا کند.
ولي از آنجا که در «الموعظة الحسنة» غالبا مراد بازداشتن مخاطب از ارتکاب اعمال ناپسند و افتادن در آن ميباشد، لذا احتمال دارد که يک درشتي و گستاخي از جانب واعظ و يا يک دلشکستگي در دل مخاطب ايجاد شود [و لذا مقيد شده به (شيوة نيک) ] .
و يکي از شيوههاي نيک موعظه نرمي در سخن و تشويق مخاطب به نيکي است: { (( (( (( (( (( إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى(43) فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى (( (( } [طه: 43 - 44]
به سوي فرعون برويد چرا که او طغيان و سرکشي کرده است * با سخن نرم با او سخن بگوييد، شايد متذكر شود يا از خدا بترسد.
توضيح «الجدال بالتي هي أحسن» :
جدل در اصل به معني احتجاج و دليل آوردن است جهت اثبات رأي خود و رد مخالف. بنابراين جدل: گفتگو و تبادل ادلّه و مناقشه بر سر آن ادله است. و دامنهاش از خصومت وسيعتر است زيرا مخاصمه نيز از آن جهت که تبادل کلامي و برهاني است نوعي جدل محسوب ميشود.
به همين علت جرجاني در «التعريفات» گفته است:
جدل يعني خصم و دشمن را از اينکه بتواند فساد و تباهي گفته ما را بوسيله يک دليل يا شهبه و يا به منظور اثبات گفته خودش ثابت کند، باز داريم.