در تعريف گذشته از حکمت ملاحظه ميشود که موعظه به شيوه نيک و جدال به بهترين شيوه از بارزترين مصاديق داخل در مفهوم حکمت هستند ولي براي تعريف و توضيح بيشتر شايسته است که به صورت خاص ذکر شوند زيرا آيه در صدد بسط و تفصيل مفهوم حکمت است و لذا اين دو مصداق را بصورت خاص ذکر کرده: { (( (( (( إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ (( (( (( (( } [النحل: 125]
به وسيلهء حكمت به سوي راه پروردگارت دعوت كن، و به وسيلهء اندرزهاي نيكو، و با آنها (مخالفان) به طريقي كه نيكوتر است به مناظره پرداز.
و از آنجا که دو تعبير «الموعظة الحسنة» و { (( (( (( (( (( (( بِالَّتِي هِيَ (( (( (( (( } داخل در مفهوم حکمت هستند، عطف آنها بر حکمت از باب عطف خاص بر عام ميباشد.
و اصل در موعظه به نيکي اين است که گفتاري باشد که روان مخاطب را نرم و آماده انجام افعال نيک و اجابت دعوت داعي گرداند.
و موعظه؛ تشويق و ترهيب و هشدار و بشارت را در بر ميگيرد. و به همين دليل ابن عطيه گفته است: «الموعظة الحسنة» ، ترساندن و اميدوار کردن و لطف کردن به انسان است، به گونهي که او را بزرگ بشماري و کاري کني که فضائل را پذيرا باشد [1] .
زمخشري به يک معني لطيف و ظريف در آن اشاره ميکند، آنجا که ميگويد: «الموعظة الحسنة» آن است که قصد نصيحت و نفع رساني بر مخاطب پوشيده نماند.
و خلاصه اينکه مراد از آن: يادآوري خير و نيکي است که بوسيله آن قلب نرم ميگردد [2] .
(1) . التعريفات، ص 132.
(2) . البحر المحيط، 5/ 549.