ماوردي - رحمه الله - ميگويد: اگر چه انسان مأمور است به الفت با دشمنان و نزديکي به آنها ولي شايسته نيست که محل آرميدن آنان گردد، و يا به آنان اعتماد کند، بلکه بايد از آنها برحذر باشد، و از نيرنگهايشان بپرهيزد، زيرا چنانکه دشمني تبديل به خُلُق و خوي شد، به سرشتي تغييرناپذير تبديل ميگردد. و خصلتي خواهد شد که از بين نميرود و بلکه بايد به وسيله الفت دادن از بروز آن جلوگيري کرد، و از زيانهاي آن در امان بود، همچنانکه آتش به وسيلة آب خاموش ميشود، گرچه در ذات آتش سوزندگي تغييرناپذير وجود دارد، همچنانکه شاعر گويد:
هنگامي که در برابر دشمن ناتوان بودي با او مدارا کن.
و با او از در مزاح وارد شو که مزاح موافقت ميآورد
زيرا آتش به وسيله آن پختها بدست ميآيد
گرچه در ذات خود هميشه سوزندگي دارد.
از تمام آنچه گذشت وظيفه مصلحان دعوتگر و عالم و مربي در اين زمينه مشخص ميشود. و بايد با وظيفة عنايت و توجه، به جنگ مداهنه و سازشکاري رفت تا اينکه آن را براي هميشه از روي کره زمين محو گردانيم و نقش تربيت در رستنگاه نسلي جاي بگيرد که تفاوت بين مدارا و مداهنه را درک کرده باشند، و لذا مردم را در کمال نرمش، ادب و شجاعت مخاطب قرار دهند و کساني را که گوشهايشان به چاپلوسي دروغين آلوده نشده است محترم بشمارند و تا آنجا که موقعيت اجازه دهد حقايق را آشکار کنند.
نشانه ششم: چشم پوشي از لغزشها و گذشت از خطاها:
نتيجه طريق مدارا که در فقره قبلي توضيح داديم چشمپوشي از اشتباهات کوتاهي کنندگان است مادام که راهي براي اصلاحشان باقي باشد، و نيز نتيجه مدارا گذشت از لغزش لغزشکنندگان است تا زماني که محترم و با وقار باشند و يا اينکه مدارا باعث از بين رفتن و يا کم شدن لغزشهايشان گردد.