فهرس الكتاب

الصفحة 32 من 37

پس مدارا گرد هم آوردن مردم با رضايت و بر الفت است در محدودهاي که شايسته است. و البته نبايد جلوي قضاوت عادلانه و نصيحت مهربانانه را بگيرد، و شايسته است دانسته شود که گسترة وسيعي در فهم مدارا و به کارگيري نيک آن و طريق مفيد بودنش هست که به ذکاوت شخص و حکمت وي مربوط ميشود.

وجود طبقات و اصنافي از مردم باعث تنوع مدارا ميشود: مدارا با کسي که به خاطر سوء فهم و يا گمان نادرست از حقيقت منحرف شده بزرگتر است از مدارا با کسي که با حقيقت و فضيلت ميجنگد ـ البته در صورتي که وضعيت مقتضي مدارا باشد ـ.

و مدارا با کسي که رشد و صلاح [دينياش] جاي اميدواري است بزرگتر است از مدارا با کسي که به سن جواني رسيده در حالي که هميشه در انحراف و فرومايگي به سر برده به گونهاي که نزديک است از رشد و صلاحش قطع اميد کني.

از همه آنچه گذشت ميتوان پي برد مدارا، مسلکي پسنديده است که حکما و خردمندان پايبند به آن بوده و فضلا از حدود آن تجاوز نميکنند.

و براي تمييز و تشخيص مدارا از سازشکاري و مداهنه بايد گفت که مداهنه اظهار رضايت است به يک کار نادرست چه ظلم باشد و چه فسق ... چه گفتار نادرست باشد و چه کردار ناشايست.

و سازشکاري طريقهاي ناپسند است که دروغ و خلاف وعده در زير آن خود را مخفي کردهاند. از آن جهت گفتيم دروغ مولود مداهنه است که شخص سازشکار، مخاطب خود را به غير آن چيزي که از او ميشناسد توصيف ميکند و هر کس از دري به وادي دروغ در آيد برايش ساده و آسان است که از درهاي مختلف به آن وارد شود. و خلاف وعده را از آن جهت ذکر کرديم که سازشکار در موقعيتي که در صدد کسب رضايت مخاطب است بيمي ندارد از اينکه به او وعدهاي بدهد گرچه از همان اول تصميم خلف آن وعده را داشته باشد.

و سازشکاران زبان خود را وسيله برآورده کردن حاجت رئيس و بزرگشان کردهاند و آنچه را که او دوست دارد، ميگويند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت