ابن بطال ميگويد: مدارا از اخلاق مؤمنان است که عبارت است از گسترانيدن بال رحمت براي مردم و نرمي گفتار و ترک درشتي و از تأثيرگذارترين اسباب ايجاد انس و الفت ميباشد. و ميگويد: بعضي گمان کردهاند که مدارا همان سازشکاري است که اشتباه ميکنند، زيرا مدارا توصيه شده در حالي که سازش کاري حرام است.
و تفاوتشان در اين است که سازش کاري و مداهنه از [دِهان] مشتق شده و (الدهان رنگكاري) چيزي است که بر سطح اشياء ميمالند تا درون را استتار نمايد و علماء از آن به معاشرت فاسقان تعبير کردهاند که بدون اعتراض از وضعيتي موجود اظهار رضايت ميکنند.
در حالي که مدارا به معني نرمي از خود نشان دادن است به هنگام تعليم جاهل و بازداشتن فاسق از ارتکاب افعالش، و درشتي نکردن به گونهاي که به بيان وضعيت وي نپردازيم و با گفتار و کردار مهربانانه از آن کار ناپسند، اکراه نشان دهيم و خصوصًا زماني که مخاطب به الفت و امثال آن نياز داشته باشد.
بعد از تقرير اين معنا بايد گفت که منظور حسن بصري نيز همين معني است آنجا که ميفرمايد: گفته ميشد: مدارا نصف عقل است، و من ميگويم تمام عقل ميباشد.
و فرموده ابو يوسف - رحمه الله - شگفت آور است در مورد کساني که بايد با آنها مدارا نمود، در برشماري اين افراد گويد: از آن جملهاند: قاضي تأويل کننده، مريض، زن و عالم براي اقتباس علم وي.
و بيشترين مورد استفاده از مدارا براي مصون ماندن از زيانها و آسيبهاست.
و در حکمتهاي لقمان آمده: اي فرزندم! دروغ است هر که بگويد: شر به وسيله شر خاموش ميگردد، و اگر راست باشد بايد دو تا آتش را روشن کرده و بنگريم تا ببينيم که آيا يکي از آنها ديگري را خاموش ميکند، و بلکه خير، شر را خاموش ميسازد همچنانکه آب آتش را.