و حسن بصري - رحمه الله - به يک مجلس عروسي دعوت شد، و در يـک پياله يا ظرفي از نقره براي او خبيص [1] ـ حلوائي از خرما و روغن ـ و يا طعامي آوردند و او آنرا با نان گرده خورد و بالا آورد، شخصي گفت اين نهي بود به زبان خاموشي.
و نقل شده که واعظي مأمون را وعظ و ارشاد مينمود و در گفتارش درشتي نمود. مأمون گفت: ملايم باش اي مرد! خدا کسي را که از تو بهتر است به سوي کسي فرستاد که از من بدتر است و به او دستور داد به نرمي سخن بگويد: { (( (( (( (( (( إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى(43) فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى (( (( } [طه: 43 - 44]
به سوي فرعون برويد که سرکشي کرده است * سپس به نرمي با او سخن بگوئيد شايد متذکر شود و بهراسد.
نشانه پنجم: مدارا:
مدارا گونهاي از انواع تعاملي است که دلالت بر وجود حکمت در دعوت کرده و با حفظ کرامت و مردانگي ـ مروّت ـ دعوتگر و مدعو مقصود دعوت را حاصل ميکنند.
امام بخاري - رحمه الله - يک باب از کتابش را تحت اين عنوان آورده که: «المداراة مع الناس» . سپس حديثي از حضرت عائشه - رضي الله عنها - نقل کرده که گفت: شخصي اجازه ورود بر پيغمبر - صلى الله عليه وآله وسلم - را خواست، پيغمبر - صلى الله عليه وآله وسلم - فرمود: «به او اجاز دهيد، که از عشيره بدي است. هنگامي که داخل شد، پيغمبر - صلى الله عليه وآله وسلم - به نرمي با او سخن گفت. عائشه گويد: گفتم: اي رسول الله! در ابتدا آن چيز را گفتي، سپس با او به نرمي سخن گفتي؟ فرمود: اي عايشه! همانا بدترين مردم از نظر جايگاهشان در نزد خدا کساني هستند که مردم از ترس ناسزاگوييشان آنها را ترک ميکنند.
(1) . خبيص را در فارسي افروشته گويند. مترجم. به نقل از المنجد (خبص) .