در توضيح حافظ ابن قيم - رحمه الله - اين امر واضح است: «نصيحت عبارت است از احسان و نيکي نسبت به کسي که نصيحت ميکني آن هم به صورت رحمت، دلسوزي و خيرخواهي، بنابراين نصيحت، احسان محض است که از رحمت و مهرباني سرچشمه ميگيرد و مراد نصيحت کننده از اين کار کسب رضاي خدا و نيکي کردن در حق مخلوقات اوست ... » .
بنابراين نصيحت دعوتي اصلاحي است و بايد اخلاص در آن وجود داشته باشد به همراه رعايت احساسات شخص نصيحت شونده ـ به گونهاي که در نشانه قبلي توضيح داده شد ـ تا باعث تبديل نصيحت به خصومت، جدال، شرّ و نزاع نگردد.
دقت در اين امر بايسته است که بيان حال برادر ديني به نحوي که او آزرده شود حرام است. و به يکي از سلف [گذشتگان] گفته شده: آيا دوست داريد که کسي عيوب شما را به شما بازگويد. در جواب گفته است: اگر طرف ميخواهد با اين کار مرا توبيخ کند، نه خير.
و تنها تفاوتي که بين نصيحت و رسوا کردن وجود دارد نيّت، انگيزه و حرص شديد بر پوشاندن عيب مخاطب در نصيحت است، و پيغمبر - صلى الله عليه وآله وسلم - مالک کنيزي را از اينکه کنيزش را به خاطر گناهش سرزنش ميکرد بازداشت و فرمودند: «چنانکه کنيزت زنا کرد و مشخص شد که زنا کرده به او حد زنا بزن ولي او را ملامت نکن ... » [1] .
فضيل گويد - رحمه الله: مؤمن ميپوشاند و نصيحت ميکند، و فاجر هتک حرمت کرده و سرزنش مينمايد و گفتهاند: هر کسي برادر [ديني] اش را در ملأ عام امر [به رفع نقصي] کند در حقيقت او را عيبناک نموده است، و علت اين امر اين است که نصيحت کنندة صادق نميخواهد عيوب نصيحت شونده را اشاعه دهد، بلکه هدفش بر طرف کردن مفسده و نجات دادن برادر [ديني] اش از افتادن در آن است.
(1) . متفق عليه؛ امام بخاري - رحمه الله - و امام مسلم - رحمه الله - روايت کردهاند.