طلحه بن عمر گويد: به عطاء گفتم: شما شخصي هستيد که مردم با اميال مختلف پيرامونتان جمع ميشوند و من شخصي هستم که مقداري تندي و درشتي دارم، آيا ميتوانم گاهي به درشتي با آنها صحبت کنم؟ جواب داد: نه. خداوند فرموده است: { (( (( (( (( (( لِلنَّاسِ (( (( (( (} و ادامه داد: يهود و نصاري در اين آيه داخلند چه برسد به يک حنيفي مسلمان.
و قرطبي در تفسير اين آيه حديثي را از عائشه - رضي الله عنها - نقل کرده که پيغمبر - صلى الله عليه وآله وسلم - فرمودند: «اي عائشه! فردي فحّاش مباش زيرا چنانچه فحش آدم ميبود، آدم بدي بود» [1] .
و قرطبي - رحمه الله - در تعليق بر اين حديث فرموده: اين حديث به اخلاق پسنديده تشويق ميکند، پس شايسته است که انسان گفتارش با مردم نرم و بدون ارتکاب چاپلوسي بوده، با خوب و بد و دور و نزديک گشادهرو و خوش برخورد باشد، بدون اينکه سخني بگويد که مخاطب گمان ببرد از طريق و راه او راضي است [2] .
و هر کلامي به اندازه و به ميزان اعتنا به اصول سخنوري و دوري از زيادهگويي نيک و حکمت آميز خواهد بود که با طپشهاي قلب هوشيار و از اعمال قلب صادق نشأت ميگيرد.
ميانهروي در گفتار به گونهاي که نه آنقدر کوتاه باشد که معني ناقص گردد، و نه آنقدر طولاني گردد که ملامتآور باشد باعث آراستگي کلام است و همچنانکه مسلم به روايت جابر بن سمره - رضي الله عنه - نقل کرده: خطبههاي آن حضرت - صلى الله عليه وآله وسلم - متوسط بوده است [نه طولاني و نه کوتاه] .
(1) . قرطبي، 2/ 16.
(2) . قرطبي، 2/ 16.