فهرس الكتاب

الصفحة 23 من 37

در اين گفتگوي ملايم و گفتار نيک در جدال شايسته تأمل کنيد: قريش از حصين خزاعي پدر عمران که نزد قريش بزرگ و محترم بود خواست که با محمد - صلى الله عليه وآله وسلم - در مورد خدايانشان صحبت کند که چرا در مورد آنان صحبت کرده و به آنها توهين ميکند. پس حصين در حالي که قريش او را همراهي ميکردند، آمدند و در نزديکي در خانه پيغمبر نشستند و زمانيکه حصين داخل شد، پيغمبر او را ديد و گفت: جايي براي شيخ ـ پيرمرد ـ باز کنيد. حصين گفت: اين چه چيزي است که از تو به ما ميرسد؟ به خدايان ما ناسزا ميگويي.

فرمود: اي حصين! چند خدا ميپرستي؟ جواب داد: هفت تا در زمين و يکي در آسمان. پيغمبر - صلى الله عليه وآله وسلم - فرمود: چنانچه مال و دارايي تو نابود شود، کداميک را ميخواني؟ جواب داد: آنکه در آسمان است. پيغمبر - صلى الله عليه وآله وسلم - فرمود: آيا در حالي که او به تنهايي دعاي تو را اجابت ميکند برايش شريک قائل ميشوي؟

اي حصين، اسلام بياور، سلامت مييابي. و حصين اسلام آورد و فرزندش عمران برخاست، به سوي او رفت و سر و دو دست و دو پايش را بوسيد. زماني که حصين خواست از نزد پيغمبر - صلى الله عليه وآله وسلم - برود. پيغمبر - صلى الله عليه وآله وسلم - فرمودند: ايشان را تا منزلش مشايعت و همراهي کنيد [1] .

جاي تعجب است! کافر کينه خواه خونخواه وارد شد و به صورت مسلمان صادق خارج گرديد. کاش ميدانستم قريش در اين حال و وضع نسبت به بزرگ خود چه حالي داشتند.

آري، گفتار ملايم است که اشتياق بشري و نسبتهاي خويشاوندي را بر ميانگيزد که اين گفتار نيک عبارات دلسوازنه و کلام شفقت آميز را نيز شامل ميشود.

(1) . علماء در مورد اسلام آوردن حصين اختلاف دارند ولي همچنانکه ابن حجر و غيره ذکر کردهاند قول ارجح اسلام آوردن ايشان است.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت