آيا شفقتي بالاتر از شفقت والد بر فرزندش وجود دارد. و چه بسيار محمد - صلى الله عليه وآله وسلم - روي گرداني قومش را با اين درخواست نبوي پاسخ داد که خدايا! قوم مرا هدايت کن که آنان نميدانند.
نشانههاي حکمت در دعوت:
بعد از اين مقدمه که گمان ميکنم از خلال آن بعضي از نشانههاي وجود حکمت و مسالک آن را از طريق شناخت حقيقت حکمت و بارزترين صفات دعوتگر دريافتيد، ميخواهم بعضي از اين نشانههاي حکمت را مفصلتر بيان کنم، و اين بسط و تفصيل در ادامه در خلال آشنايي با خُلُق و خوي نفس آدميان و طبقات و اصناف مدعوين و انتخاب اوقات و غنيمت شمردن مناسبات مطرح ميشود، سپس از طريق تأمل در راهها و مسالک دعوت که از آن جملهاند: نيکويي گفتار، پافشاري در استفاده از تلميح و اشاره در صورتي که ما را از تصريح بينياز کند. و نيت پوشاندن [عيوب مردم] و نصيحت، دوري ـ در حد امکان ـ از شهرت يافتني که پيامدش افتضاح و رسوايي است، مداراي مشروع و چشمپوشي از لغزشها تا آنجا که امکان دارد.
برادر گرامي! در ادامه بعضي از اين اشارات به تفصيل آورده شده است:
نشانه اول: شناخت خُلُق و خوي مردم و اصناف مدعوين:
خُلُق و خوي مردم متفاوت بوده، احساسات، علم، ذکاوت، مزاج و ادراکشان مختلف و آرزوها و رويکردهايشان گوناگون است ... و همين امر باعث ميشود که دعوتگر بايد به انتخاب راه [براي برقراري ارتباط و دعوت] بپردازد، و راههاي مناسب براي هر يک از اين سرشتهاي مختلف و عقلاي متفاوت برگزيند.
آري، بعضي از مردم زود خشمگين ميشوند، و بعضي با نرمشترند، بعضي تحصيلکرده و بعضي بيسواد، بعضي در جامعه با قدر و منزلتاند و برخي ديگر فاقد آن.
و بلکه علي - رضي الله عنه - در بياني در توصيف قلوب بصورت کلي ميفرمايد:
همه قلبها وحشي و رام نشدنياند و هر کسي با آنها الفت يابد به او استقبال نشان ميدهند.