با کساني باش که پروردگار خود را صبح و شامگاهان ميخوانند و تنها رضاي او را ميطلبند و هرگز به خاطر زيورهاي دنيا، چشمان خود را از آنها بر مگير.
ابن الحاج ميگويد: هر کس رفعت و بلندمرتبگي ميخواهد در برابر خدا تواضع کند چرا که عزت جز به اندازه افتادگي به انسان داده نميشود.
و آنچه به اين بحث مربوط ميشود آگاهي است از اينکه سرشت انسانها به گونهاي ميباشد که از شخصي که زياد در مورد خودش صحبت ميکند و يا ديگري را به ثناي خويش فرا ميخواند و يا براي اين کار مداح ميطلبد نفرت دارند.
فضل و بزرگواري شايسته خداوند ميباشد، و هر کس ميخواهد (در اين مورد) براي مردم صحبت کند از فضل خدا بر ايشان بگويد و نه از فضل خويشتن.
ه- حلم:
حلم چيزي نيست جز کنترل نفس به هنگام خشم، و پناه بردن به عقل در هنگام برانگيختهشدن خشم و غضب. و اين ـ سوگند به خدا ـ چيزي نيست جز نشانه قدرت و عنوان قهرماني زيرا «سختگيري و محکم کاري به جهان پهلواني نيست، بلکه کسي محکم کار است که به هنگام خشم و غضب خود را کنترل نمايد» [1] .
و چه کسي از دعوتگري که عرصه فعاليتش سينههاي مردمان و نفسهاي آدميان است بيشتر به اين خُلُق و خوي نياز دارد.
و از بارزترين اشکال حلم «کظم غيض» [2] است که چنان که مدارج کمال را طي کند به مرحله عفو و گذشت از مردم ميانجامد و اين از صفات پرهيزگاران است که به بهشتي ميروند که پهناي آن به اندازه همه آسمانها و زمين است.
(1) . اين حديث را سهل بن سعد روايت و مسلم و بخاري نقل کردهاند ولفظ آن: «ليس الشديد بالصرعة إنَّما الشديد الذي يملك نفسه عند الغضب» .
(2) . يعني: به هنگام عصبانيت خشم خود را اظهار نکردن و بلکه فرو خوردن خشم. مترجم.