فهرس الكتاب

الصفحة 11 من 37

معيار و محکي براي اين امر وجود دارد که شايسته است دعوتگر خود را با آن محک بزند و آن اينکه چنانچه ديگراني غير او به دعوت و اصلاح مردم پرداختند و مردم به نداي آنان لبيک گفتند براي اين داعي خوشايندتر باشد از اينکه مردم دعوت او را اجابت کنند. اگر انجام اين کار توسط ديگران که کار او را انجام ميدهند را دوست داشت بر خير و نيکي بوده و چنانچه دوست نميداشت ديگراني غير او از اهل علم و دعوت مورد اجابت واقع شوند، اين شخص نميتواند جز تابع هواي نفساني باشد: کسي که بواسطه دعوتگري در صدد اظهار منزلت خويش است پس بايد از خدا پروا داشته باشد و در وهله اول خودش را دعوت دهد [1] .

البته اين قول غزالي که «دعوت بوسيله ديگران را از دعوت خويش بيشتر دوست داشته باشد» به نظر بنده محل تأمل است مخصوصًا که پيغمبر - صلى الله عليه وآله وسلم - فرمودهاند: «قسم به خدا، خداوند يک نفر را به وسيله تو هدايت کند برايت از شترهاي سرخ رنگ ـ که نماد ثروت بوده ـ بهتر است [2] .

بنابراين مسابقه در اينجا مسابقه در امر خير است.

و نيز نظر به اين فرموده خداي متعال: { (( (( (( أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ (( (( (( (( ... } [فصلت: 33]

چه كسي خوش گفتارتر است از آن كس كه دعوت به سوي خدا ميكند و عمل صالح انجام ميدهد.

و البته اخلاص و اصلاح نيت در غير مسابقه مشروع نيز مورد طلب ميباشد.

ج - علم:

قسمت اعظم مراد خداوند از بصيره در آيه زير علم ميباشد: { (( (( هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى (( (( (( (( (} [يوسف: 108]

بگو: اين راه من است که من (مردم را) با آگاهي و بينش به سوي خدا ميخوانم. بلکه چنانکه گذشت يکي از معاني بارز حکمت ـ که ما الآن در صدد بيان آن هستيم ـ علم ميباشد.

(1) . احياء العلوم، 2/ 329 و بعد از آن. با حذف و تصرّف.

(2) . اين حديث را سهل بن سعد روايت و بخاري و مسلم نقل کردهاند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت