شدّ الازار ص 256 - 257 مسطور است واين حاشيه مفصّل براى توضيح ضبط واملاى اسم او تعليق شده است، اين شخص چنانكه صريح شدّ الازار است در شيراز مدرسه بنا نهاده بوده وضياع وعقار واملاك بسيارى بر آن وقف نموده بوده است، نام اين شخص ونام مدرسه او در شيرازنامه نيز ص 138 در ترجمه شرف الدّين بن بهرام زكى استطرادا دو مرتبه آمده واتّفاقا با آنكه اين چاپ شيرازنامه بسيار مغلوط است بحكم انّ الكذوب قد يصدق در هردو مرتبه اين كلمه در نهايت صراحت ووضوح بهمان ضبط صحيح مذكور در فوق (يعنى بباء موّحده ونون وجيم وياء مثنّاة تحتانيّه وراء مهمله) چاپ شده است منتهى چون طابع گويا هيچوقت در عمر خود باين كلمه عجيب با اين قيافه غريب مصادف نشده بوده در هردو موضع بعد از اين كلمه علامت استفهامى گذارده است وعين عبارت شيرازنامه از قرار ذيل است: «بتاريخ سنه سبع وسبعين وستّمائة [شرف الدّين بن بهرام زكى] وفات يافته وقبر مباركش در مدرسه بنجير خوزى بصفّه جنوب افتاده وامام عالم اصيل الدّين ابو عبد اللّه جعفر بن نصير الدّين محمّد معروف بصاحب لوح كه از جمله تلامذه آن بزرگ بود هم در جوار او برباط بنجير مدفون است» .
7 -يكى ديگر از موسومين باين اسم پدر خواجه امين الدّين ابو الحسن كازرونى وزير خيّر عادل معروف اتابك تكله بن زنگى (571 - 591) است كه ترجمه احوال او در كتاب حاضر ص 348 - 351 (شماره 246 از تراجم) بعنوان «خواجه امين الدين ابو الحسن بن ابى الخير بنجير الكازرونى» مسطور است، رجوع بدانجا شود، 8 - يكى از امراء اواخر عهد ديالمه كه ذكر او در ابن الأثير در تاريخ آل بويه ما بين سنوات 440 - 450 بسيار مكرّر آمده شخصى است موسوم بهزار اسب بن بنكير، اين كلمه اخير يعنى بنكير باحتمال بسيار قوى هيئتى ديگر از همان كلمه بنجير است منتهى بجاى جيم كاف ظاهرا فارسى است، وما ذيلا چند جمله از موارد ذكر او را در ابن الأثير نقل ميكنيم تا في الجمله وضعيت او ونقشى را كه اين شخص در اواخر دولت آل بويه بازى كرده بدست آيد، مؤلّف مزبور در حوادث سنه 443 گويد: «ثمّ انّ الامير ابا منصور صاحب فارس وهزارسب بن بنكير ومنصور بن الحسين الأسدى ومن معهما من الدّيلم والاتراك ساروا من ارجان يطلبون تستر فسبقهم [الملك] الرّحيم