304 -القاضى صدر الدين ابو مسلم بن على بن العلاء «1»
جمع العلوم الدّينيّة وافتى وسافر «2» الحجاز مرارا ولقى الشّيخ شهاب الدّين عمر السّهروردىّ ولبس الخرقة من يده ونشر العلوم بالتّدريس وتولّى نيابة القضاء وتصدّى لتربية العلماء والصّلحاء وكتم المكاره وصبر في بلاء اللّه، فاجأه «3» الحمام في ربيع الآخر سنة ثلاث وستّين وستّمائة ودفن عند عمّه السّعيد رحمة اللّه عليهم.
305 -مولانا مظهر «4» الدين ابو على الحسن «5» بن محمود الزيدانى «6»
العالم المحقّق المتقن «7» المفتى لأحكام الدّين المتين «7» المفسّر لكلام ربّ العالمين
(1) - اين شخص بقرينه صريحه سياق عبارت مؤلّف در آخر ترجمه: «و دفن عند عمّه السّعيد» مضافا بقرينه اتحاد نام جدّ او با نام پدر صاحب ترجمه قبل برادرزاده صاحب ترجمه بلافاصله قبل است،-
(2) - رجوع شود بص 50 حاشيه 7،-
(3) - چنين است در ق (يعنى مرگ او را ناگهان وبنحو مفاجاة فروگرفت) ، ب م: فجاءه،
(4) - چنين است اين كلمه يعنى مظهر الدين با ظاء معجمه در نام اين شخص در شيرازنامه هم خطى مورّخه 833 ورق 77، وهم چاپى ص 128، وهمچنين است نيز صريحا در كشف الظنون در هردو چاپ قديم وجديد استامبول در عنوان «مصابيح السنّه» بغوى كه يكى از شرّاح آن همين صاحب ترجمه حاضر بوده است (چاپ قديم ج 2 ص 443، وچاپ جديد ج 2 ص 1699) ، ولى در خود شدّ الأزار در هرسه نسخه اين كلمه «مطهر الدين» بطاء مهمله مسطور است وظاهرا تصحيف بايد باشد چه تا آنجا كه ما بخاطر داريم در كتب تواريخ ومعاجم رجال همچو لقبى يعنى مطهر الدين بطاء مهمله گويا هيچ بنظر نرسيده است (در فارسنامه ناصرى ج 2 ص 250 نام يكى از وزراء عضد الدوله ديلمى را «مطهر الدين عبد اللّه كازرونى» عنوان كرده است وآن غلط فاحش است چه نام وزير مذكور بتصريح ابو على مسكويه در تجارب الأمم ج 2 ص 359 - 361 وابن الأثير ج 8 ص 213 - 214 هردو در حوادث سنه 364 ابو القاسم مطهر بن عبد اللّه بوده است نه مطهر الدين عبد اللّه كه تصحيف قبيحى است از صاحب فارسنامه ناصرى) ، ولى لقب مظهر الدين با ظاء معجمه گرچه نادر است لكن مسموع است وبغير از مورد صاحب ترجمه حاضر نام يكى از پسران شيخ سيف الدين باخرزى معروف بتصريح مجمل فصيح خوافى در حوادث سنه 646 (نسخه آقاى نخجوانى) مظهر الدين مطهر بوده است، ودر ص 122 س 5 از كتاب حاضر نيز بدان اشاره شده است،
(5) - چنين است در هرسه نسخه، ولى در كشف الظنون در موضع مذكور در حاشيه 2 نام او حسين مسطور است،-
(6) - چنين است واضحا در ق بزاء معجمه وياء مثناة تحتانيه ودال مهمله والف ونون وسپس ياء نسبت، ونيز چنين است در كشف الظنون در موضع مذكور در حاشيه 2 در هردو چاپ، در شيرازنامه خطى مورّخه 833 اين كلمه بدون نقطه است ولى در شيرازنامه چاپى ص 129 اين نسبت «رملانى» چاپ شده است واين بدون شك تصحيف همان كلمه زيدانى است،
(7) - حرف دوّم اين كلمه در هرسه نسخه تاء مثناة فوقانيه است نه باء موحّده كما يمكن ان يتوهّم.