،مقدمه، ص:27
آنگاه ابو حاتم فصلى را به نجوم و رصد ستارگان اختصاص مى دهد و گفتار پسر زكريا را مورد نقض و جرح قرار مى دهد انسان به طبع و به مقتضاى غريزه اين علوم را نياموخته است بلكه آموختن آنها به وحى و به تعليم امام است و معلم راستين كسى جز پيغمبر يا امام نيست. در اين فصل ابو حاتم به پاره اى از اطلاعات نجومى و علمى زمان خود اشاره مى كند كه از لحاظ تاريخ علوم شايسته توجه است و بالاخره در آخرين فصل از كتاب خود در صدد اثبات اين امر است كه اصل و مبداء هر گونه دانش و معرفتى، حكيم اول يعنى خداوند است و بازگشت همه چيز به سوى اوست و به اين ترتيب با بازگرداندن همه چيز به مبداء اول كتاب را به پايان مى برد.
*** آنچه در كتاب اعلام النبوة بسيار اهميت دارد، عمق و دقت نظر ابو حاتم و وسعت اطلاعات او و احاطه او بر همه معارف زمان خويش است، به طورى كه در فصل عقاقير، مانند يك طبيب در فصل معجزات پيغمبر مانند يك عالم بزرگ اسلامى، در بحث از تورات و انجيل، مانند يك قديس مسيحى است. معلومات او بسيار مستند و دقيق است چنانكه همه نقل قول هاى او را مى توان در مراجع اسلامى يافت و در نقل قول جز در برخى موارد امانت را رعايت مى كند.
ابو حاتم در اثبات نظريات خود از دو نوع دليل عقلى و نقلى استفاده مى كند، دلايل عقلى او بسيار بديهى و روشن است و موجب تصديق خواننده مى گردد، دلائل نقلى او مأخوذ از كتب آسمانى، احاديث و قول فلاسفه و بزرگان است.