8 -به (کنه وجود) او وهم و گمان نمي رسد و (حقيقت) او را فهم بشر درک نمي کند.
9 -و هيچ چيزي از مخلوقات به او شباهت ندارد.
10 -زنده اي است که هرگز نمي ميرد. نگهباني است که هرگز نميخوابد.
11 -بدون اينکه نيازي به آفريدن داشته باشد آفريننده است، بدون اينکه خستگي و ملالي به او دست دهد روزي دهنده است.
12 -ميراننده اي است که بدون ترس مي ميراند و بدون مشقت بر مي انگيزد.
13 -قبل از اينکه چيزي بيافريند، صفاتش از قديم با او بوده است، پس از بوجود آوردن مخلوقاتش هيچ صفتي که قبل از وجود آنان نداشته باشد به صفات او افزوده نشده است، همچنانکه با صفات خودش ازلي بوده است، همچنان با صفاتش ابدي خواهد بود.
14 -اسم «خالق» را بعد از آفريدن مخلوق بدست نياورده و اسم «بارئ» را بعد از بوجود آوردن موجودات حاصل نکرده است.
15 -صفت ربوبيت از آن اوست اما خودش زير پرورش کس ديگري نيست، و صفت خلقت و آفرينش از آن اوست ولي خودش مخلوق نيست.
16 -همچنانکه او بعد از زنده کردن، «محي» يعني زنده کنندة مردگان است قبل از زنده کردن آنان نيز مستحق اين اسم بوده است. کما اينکه قبل از بوجود آوردن مخلوق مستحق اسم خالق بوده است.
17 -زيرا که او بر هر چيزي قادر و تواناست و هر چيزي به او محتاج است. و هر امري بر او آسان است. به هيچ چيزي محتاج نيست (ليس کمثله شيء و هو السميع البصير) شوري11 «هيچ چيزي مانند او نيست و او شنواي داناست» .
18 -مخلوق را با علم خود آفريده.
19 -و سرنوشت آنان را برايشان مقدر کرده.
20 -و اجلشان را معين کرده است.
21 -قبل از اينکه آنان را بيافريند، چيزي بر او پوشيده نبوده است. و قبل از آفريدن شان مي دانسته که چه اعمالي انجام خواهند داد.
22 -آنان را به اطاعت از خود امر فرموده و از معصيت و نافرماني خود نهي کرده است.