نسبت به عدالت اصحاب رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - و فضليت خلفاي راشدين، يعني: ابوبکر، عمر، عثمان و علي و نسبت به بقيه اصحاب، و نسبت به بهتر بودن کساني که در قرون اوليه مي زيسته اند، و نيز در مسأله امامت، و جدل و مناقشه نکردن در اين امور، و ادامه دادن جهاد و خودداري کردن از تکفير کردن مسلمانان بسبب گناه و اشتباهي که مرتکب مي شوند، مگر اينکه دليلي بر کافر شدن آنها وجود داشته باشد، مانند ترک نماز بطور عمد، چون دليل بر کافر بودن آن وجود دارد.
و نيز اهل سنت و جماعت هميشه ملتزم جمع بوده و تابع وحدت و يکپارچگي بوده و ملتزم به راه و روش صحيح دين بوده است.
از اين ارتباط محکم و روشمند ميان توحيد و مسايل ذکر شده نتايج زير بدست مي آيد:
الف: توحيد تنها منهج و تنها راهي است که هر مسأله اي بايد در سايه ي آن فهميده شود.
ب: انحراف در اين مسايل راهي است بسوي خلل وارد کردن در توحيد و بيمار شدن توحيد.
براي نمونه، عدالت صحابه، اگر نسبت به عدالت صحابه خللي ايجاد کنيم اين به معني رد آيات قرآني است زيرا قرآن صراحتًا فضيلت صحابه و عدالت آنها را بيان فرموده و رد آن الحاد و کفر است.
ج: کساني که در اين مسايل مناقشه و مجادله کرده اند، چه در دوران جديد و چه در قديم بعنوان افرادي که داراي عقيده صحيح هستند شناخته نشده اند.
ثانيًا جمهور علماي اهل سنت و جماعت و امامان آنها در هر چهار مذهب، بر يک عقيده مي باشند، اگر چه در فروعات اجتهادي اختلاف نظر دارند.
و در اين زمينه علماي مشهور از مذاهب مختلف نوشته هاي زيادي دارند، مانند امام ابوحنيفه در رساله مشهور خويش (الفقه الاکبر) و امام طحاوي حنفي در کتاب عقيده طحاوي و شرحي که بر کتاب ابن ابي العز نموده، و امام احمد بن حنبل در پرسش و پاسخهايي که در زمينه عقيده از وي شده، و امام بخاري و ابن ابي زيد قيرواني مالکي در رساله مشهور خويش و غيره.