فهرس الكتاب

الصفحة 511 من 2207

اصول و فروع محكم الاساس گشت حنفي و شافعي و مالكي به تصانيف پرداختند، و در اصول معتزله (1) و شيعه (2) و جهميه (3) از هم ممتاز گشتند و در همين عصر علوم يونانيان به لغت عرب نقل كرده شد و تاريخ فارسيان را معرب ساختند و هر يكي به مذهب خود خرسند گرديد تا انقراض دولت شام هيچكس خود را حنفي و شافعي نمي گفت بلكه ادله را بر وفق مذاهب اصحاب خود تأويل ميكردند و در دولت عراق هر كسي براي خود نامي معين نمود تا نص اصحاب خود نيابد بر ادله كتاب و سنت حكم نكند اختلافي كه از مقتضاي تأويل كتاب و سنت لازم مي آمد الحال محكم الاساس گشت هر چند دولت بني عباس اول و اوسط وآخر مختلف بود اما همه بر تأسيس مذاهب و تفريع آن و تخريج بر آن گذشت و اين حالت را به نسبت حالتين اوليين مانند دو جنس تحت جنس عالي تصور بايد كرد وآنحضرت صلي الله عليه وسلم باعتبار همان امر مشترك فرمود اخرج ابوداود من حديث سعد بن ابي وقاص عن النبي صلي الله عليه وسلم قال اني لارجو ان لا تعجز امتي عند ربها ان يؤخرهم نصف يوم قيل لسعدٍ وكم نصف يوم قال خمس مائة سنة (4) تفصيل اين معني آنكه خلافت در دولت مدينه و شام و عراق همه در قريش بود و از ملك عرب به اطراف و نواحي احكام جاري مي شد ولو بحسب الصورة امت در اين حديث به معني قوم و قبيله است از اين تاريخ باز دولت قريش منقرض شد بلكه دولت عرب بر هم خورد و رؤساي محافل و ملك عالم عجميان شدند چون دولت عرب منقضي شد و

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت