فهرس الكتاب

الصفحة 510 من 2207

تحقيق اين سه حديث پيش فقير آنست كه مراد از مهدي خليفه بني عباس است نه مهدي كه در آخر زمان ظهور نمايد اينجا مهدي گفتن و خليفة الله ناميدن و حث بر نصرت او نمودن بجهت آن است كه خلافت اين فريق در پرده تقدير مصمم شد آن را تغيير و تبديل نيست؛ پس او مهدي است راه نموده شده بسوي تدبيري كه مفضي باشد به استقرار خلافت نه چون خارجيان ديگر كه تدبير آنها متلاشي شد و به جز هرج و مرج چيزي بدست ايشان نيامد و او خليفة الله است بمعني آنكه خلافت او در قدر الهي مصمم گشت و با او بايد بود و ردّ او نبايد نمود؛ زيرا كه مطلوب اهم در شريعت قطع نزاع است و تقليل هرج و مرج خلافت مستقره بهتر است اگر چه صاحب آن كوَرَكٍ علي ضلع باشد از خلافت متلاشيه گو صاحب آن افضل بود ثمره تشريع تقليل مفسده و تعيين راهي كه موافق تقدير زودتر حاصل شود در اول دولت عباسيه امر خليفه در اطراف عالم نافذ بود و بعد معتصم حكم ايشان ضعيف شد سلجوقيان (1) مستقل شدند تا آنكه سلطنت صورتي ماند بغير حقيقت و عبيديان (2) به مصر خروج كردند و از پهلوي آنها فتنه عظيمه برخاست، نصاري بر شام تسلط يافتند آخر با هم عبيديان بر هم خوردند و هم نصاري از ارض شام بر آمده شدند بعد از آن اتراك چنگيزيه بر خراسان غلبه كردند و آخرًا خليفه عباسي بر هم خورد در آن حالت دولت عرب منقرض شد و عجميان در هر ناحيت به رياست سر برآورند و اين ابتداي تغيير خامس بود در ايام دولت بني عباس مذاهب

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت