فهرس الكتاب

الصفحة 500 من 2207

قال قلت الله ورسوله اعلم قال تأتي من انت منه قال قلت والبَس السلاح قال شاركت القوم اذًا قلت فكيف اصنع يا رسول الله قال ان خشيت ان يبهرك شعاع السيف فالق ناحية ثوبك علي وجهك ليبوء باثمك واثمه [1] .

سوم استحلال مكه [2]

(2) - خلاصه واقعه بي حرمتي مکه مکرمه از اين قرار است: آنگاه که يزيد از اهل مدينه بيعت خواست بعضي از صحابه کرام و از آن جمله حسين بن علي و عبد الله بن زبير از بيعت با يزيد سرباز زدند و از مدينه خارج شده به مکه رفتند، در اين هنگام حسين فريب غداران کوفه را خورده و به اميد بيعت شيعيان پدرش با او روانه عراق شد که در راه به رتبه شهادت فائز گشت، اما عبد الله بن زبير در مکه باقي مانده و در آن جا ادعاي خلافت نمود. در ماه صفر سال 64 هجري لشکر يزيد به جنگ ابن زبير آمده و در مکه با هم پيکار نمودند که در نتيجه قسمتي از پرده کعبه معظمه در آتش سوخت، در اثناي جنگ خبر وفات يزيد آمده و لشکر او مراجعت نمودند و خلافت عبد الله بن يزيد مستحکم شد تا اينکه عبد الملک ابن مروان در سال 73 هجري حجاج بن يوسف ثقفي را با لشکر گران به جنگ ابن زبير فرستاد که در نتيجه عبد الله ابن زبير به شهادت رسيده و حجاج مظالم زياد نمود..حافظ ذهبي در باره سوختن کعبه معظمه مي نويسد: واما الکعبة فلم تقصد بإهانة، وانما قصدوا ابن الزبير، ولم يزيهدم يزيد الکعبة ولا احرقها باتفاق المسلمين ولکن طارت الي الاستار شرارة من نار من امرأة فاحترقت الکعبة فهدمها ابن الزبير واعادها.المنتقي صفحة 275.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت