فهرس الكتاب

الصفحة 487 من 2207

لفظ خلافت را كه باملك قسيم ساختند ببين كه از ميان اين مقابله چه مي زايد پس بشناس از اين قرون ثلاثه ممدوحه يكي قرن نبوت است و دو قرن خلافت و آن همه در مدينه بوده است و بعد آن دو گاهي در مدينه سلطنت مستقر نشد پس تعيين به مدت خمس وثلاثين و تعيين به بودن خلافت در مدينه مصداق آن هر دو يكي است هر دو نشان يك مدعاست و هر دو متوجه به يك مرمي.

باز اين را بگذار و حديث ابي عبيده و معاذ بن جبل رضي الله عنهما بخوان ان هذا الامر بدأ نبوةً ورحمةً ثم يكون خلافةً ورحمة ثم يكون ملكًا عضوضًا (1) .

و با حديث قرون ثلاثه و حديث تزول رحي الاسلام و حديث الخلافة بالمدينة والملك بالشام بسنج شك نداريم كه خلافت و رحمت با معني خيريت هم سنگ است و عضوض با فتنه هم ترازو.

باز اين را بگذار وحديث كرز بن علقمه را بخوان كه اسلام را شيوعي خواهد بود ثم يعودون اساود صُبّاء نيك تأمل نما روز افزوني تا كدام وقت بوده است و فتنه اساود صباء در كدام زمان متحقق شد و اين را با خيريت قرون و رحي الاسلام و خلافت و رحمت بسنج شك نداريم كه همه متوازن است.

باز اساود صباء با حديث هرج ويفشوا الكذب ويهلكوا وملكًا عضوضًا بسنج يقين داريم كه همه به يك نسق خواهي يافت.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت