و نيز قيام اين شخص بامور دين نسبت كرده شود بآنحضرت صلي الله وعليه وسلم چنانكه منسوب مي شود فعل بآمر در مثل بني الامير المدينه [1] . اما بيان كردن آن حضرت صلي الله وعليه وسلم حال خلفاء را باوصافي كه حس خلافت بآن حاصل گردد پس مستفيض شده است در بيان مناقب جماعه از افاضل صحابه و تنها تنها نيز، و اين بيان آنحضرت بمنزلهء اجازت روايت حديث و اجازت تدريس علم و فتاوي است چنانكه اليوم علما جمعي را بخلافت خود برمي گزينند و نص مي نمايند باستحقاق آن اشخاص، آنحضرت صلي الله وعليه وسلم اين منزلت را بفضلاي صحابه و كبراي ايشان تنويه فرموده اند.
از آن جمله حديث ابي سعيد خدري قال رسول الله صلي الله وعليه وسلم: ارحَمُ اُمتِي بها ابوبكر واَقواهم في دين الله عمر واَصدقُهم حياءً عثمانُ واقضاهم عليُّ بن ابي طالبٍ الخ اخرجه ابوعمر في اولِ الاستيعاب [2]
و حديث شيخٌ من الصحابة يقال له ابومحجن او محجن بن فلان قال قال رسول الله صلي الله وعليه وسلم: إن أَرءفَ اُمتي بامتي فذكر الحديثَ وحديث انس بن مالك اَرحمُ اُمتي بامتي ابوبكر فذكر مثله اخرجهما ابوعمر في الاستيعاب [3] .
(1) - يعني امير اين شهر را ساخت، حالا اگرچه در حقيقت امير بدست خود و به زور بازوي خود شهر را نساخته است، بلکه شهر را معماران و عمال ساخته اند؛ اما چون در وقت اين امير و در تحت اشراف او ساخته شده، نسبت بناي شهر را مجازًا به او مي دهند.