بالجمله در هر ناحيه صحابي يا تابعي بمقام افاده در آمد و جماعهء بحكم اصحابي كالنجوم باَيّهم اقتديتم اهتديتم (1) از وي اخذ نمودند؛ زيرا كه تقديم خليفه منصوب در فقه بر سائر فقهاء امت و در مقامات صوفيه بر سائر صالحين امت مسلم نبود و اشتغال خليفه به افادات نه چون اشتغال خلفاء پيشين بود.
بالجمله در اين ايام اختلاف در فتاوا پيدا شد يكي را بر ديگري اطلاع نه، اگر اطلاع شده مذاكرهء واقع نه، و اگر مذاكره بميان آمد ازاحة شبه و خروج از مضيق اختلاف بقضاي اتفاق ميسر نه، بسياري از احاديث خبر واحد روايت فرد عن فرد بهم رسيد و اگر تتبع كني روايت علماء صحابه رضي الله عنهم كه پيش از انقراض خلافت خاصه از عالم گذشته اند بغايت كم يابي و جمعي كه بعد ايام خلافت مانده اند هر چه روايت كرده اند بعد ايام خلافت خاصه روايت كرده اند حديث بسياري از اين جماعه مرسل است واسطه صحابي ديگر هست مگر از جهت اختصار راهِ ارسال سپرده اند ليكن مرسل صحابي حكم متصل دارد.
اخرج مسلم عن معاوية بن ابي سفيان انه قال: عليكم من الاحاديث بما كان في زمان عمر بن الخطاب؛ فانه كان يخيف الناس في الله عزّ وجل او كما قال (2) .