اما تشبه او با پيغامبر در تحمل اعباء نبوت بدان وجه تواند بود كه مرد جليل القدري كه در مردمان عزتي و حرمتي دارد و در حل و عقد خويش از وي حساب مي گيرند به اقصي مرتبه همت اعلاء كلمة الله نمايد بمجرد دخول او در اسلام جماعه ي با او مسلمان شوند و دست تعرض متعصبان از مسلمين به سبب دخول او كوتاه گردد و توقع غلبه از خاطر كفار به جهت رسوخ قدم او از هم پاشد، و چون كافران كمر به ايذاي پيغامبر بندند در هر حادثه جان خود را سپرِ جان پيغامبر سازد هر سنگي كه بطرف پيغامبر آيد بر روي خود مي گيرد در هر منشط ومكره رفيق پيغامبر است و سهيم او تا آنكه نوبت هجرت و جهاد رسيد نصيب اين عزيز در نصرت زياده از انصباء كافه باشد، در حل و عقد و جمع رجال و نصب قتال مشورت او را پذيرائي تمام شود و از وي مداخلت نمايان در هر باب و هر واقعه محسوس گردد يا در كار زار از همه پيش قدم باشد يا انفاق اموال را وسيلهء احراز اعلاء كلمة الله سازد والعشق فنونٌ، و چون نوبت نشر علوم آيد طريقهء روايت آموزد و مردمان را بر اقراء قرآن و روايت حديث حمل نمايد، و اگر در مسأله اي اشتباه واقع شود از جماعه ي صحابه سوال كرده استخراج نص صاحب شريعت فرمايد و اگر اختلافي روي دهد از مضيق اختلاف به فضاي اجماع رساند، ارشاد كند طريق اجتهاد را مسدود كند طرق تحريف را و به هر سبيل ممكن واسطه شود در ميان پيغامبر و امت او.