اما تشبه در جبرئيلية همان است كه در صديقيت و محدثيت و غير آن گفته شد پس مرد كامل صاحب سمت صالح است و عدالت كامله دارد و در اخلاق و تدبير منازل و سياست مدن استاد خلق الله، با افراد بني آدم به وجهي معامله مي كند كه همه به سبب او مجتمع بر خير ميشوند و بر وي مختلف نمي گردند و كارهاي بس بزرگ در ميان مسلمين بدون سلّ سيف سر انجام ميدهد و جهاد طوائف امم براي اعلاء كلمة الله به دستوري كه بهتر از آن متصور نباشد بجا مي آرد در هر كوشش زياده از سعي او فتح باب ميسر مي آيد گويا صفت اغزُهم نُغزِك واَنفق فسنُنفق عليك وابعث جيشًا نبعث خمسة مثله (1) نقد حال اوست هر شخصي را از هزاران هزار كه در امر ملت سعي كنند جدا جدا مي شناسد و از هر يكي كاري كه مناسب اوست ميگيرد علمًا و عملًا، نصرت دين و اعلاء كلمة الله با اقصي همت مطمح نظر خود ساخته است گويا براي همين كار مخلوق شده رد و قبول خلق را بر طاق نهاد لا يخافون لومة لائم نقد حال اوست با اصابت رأي و فطانت المعيه توان گفت كه رأي او مرآة اراده ي الهي است، امر به معروف و نهي از منكر مي نمايد در هر حالي به قدر آن حالت، تفقد نزديكان مجلس و درماندگان از صحبت مي فرمايد و مواعظ و خطب او بر دل مي زند، دانايان روزگار در حق وي مي گويند كه يك ساعت صحبت با او از عبادت يك سال بهتر است.