افضل امت باشد به اعتبار نشر ملت و پرورش اهل ملت و همين است تفسير افضليت در خلافت پس مانع از ظهور اين صفت هر چه باشد خواه شدت ورع و غموض قول و غلبه تجرد يا غير آن از كمال نيابت و تمام خلافت و انتها در تشبه با پيغامبران در آنچه به نفع ملت عائد است باز داشته است.
و اين سخني است كه بر سبيل تنزل گفته مي شود، و الا اگر مر الحق را بر شگافيم به نسبت تجوز در ماكل و ملابس و تقلل معاش و مانند آن مسلم است و با مبحث ما تعلقي ندارد و اختصاص آن مسلم نيست و اگر به نسبت اموري كه به خلافت و رياست تعلق دارد و به نسبت ترك مقاتلات مسلمين كه خطر آن اعظم است بگوئيم مر الحق به جانب شيخين است و نهايت امر مرتضي آن باشد كه لا له ولا عليه و اگر به نسبت قلت اعتنا به تأليف جمعي كه همراه او بودند اعتبار كنيم، پس مر الحق تأليف ايشان است؛ چنانكه آن حضرت صلي الله عليه وسلم كردند؛ زيرا كه انتظام مسلمين چون بغير اين معني متحقق نمي شود و اين معني يكي از امور مهمه باشد، و همچنين اگر غموض سخن را بر شگافيم به نسبت علوم دقيقه محل بحث نيست بلكه واقع هم نيست چنانكه به تفصيل بيان كرديم و اگر به نسبت توريه در سخن و دور دور رفتن در مقتضاء الحرب خدعة اعتبار كنيم موجب مدحي نمي باشد، و همچنين دعوي مائل بودن به تجرد با وجود آن همه مداخلات و منازعات و كشش و كوشش كه سابقًا از هيچ خليفه مثل آن ظاهر نشد اگر چه منتج ثمرات نگرديد، گنجائش تسليم ندارد و بون