و معلوم است به وجهي كه امكان شك ندارد كه عرب پيش از زمان آن حضرت صلي الله عليه وسلم اجهل [1] ناس و اقطع ايشان بودند به ارحام، خداي تعالي همه را به فيض صحبت آن حضرت صلي الله عليه وسلم متفق ساخت و تأليف فرمود و اهل بدو و حراس ضب و يربوع را متأدب به آداب انبياء گردانيد و هر كسي بر حسب استعداد خود از مائده كرم آن حضرت صلي الله عليه وسلم فائده گرفت الا هر ماردي متمردي كه"خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ"حال وي است و همچنين در زمان شيخين اكثر ناس بر حسب استعداد بهره بر داشتند الا اشقياي چند پس ميزان رحمت عامه ظهور لطف است در حق اكثر افراد انسان نه كل آن، ما را بحث در همين تواند بود و سنة الله و سنة رسل الله آن است كه مر الحق را با شهد مدارات بر آميزند تا معجوني باشد كه بيماران امراض نفساني به گلو توانند فرو برد لهذا رخص در شريعت نازل شدند و آن حضرت صلي الله عليه وسلم با منافقان مدارات نمود و نيز سنة رسل الله آن است كه مخاطبات غامضه با ايشان القاء ننمايند تا دل ايشان متحير نگردد و با ايشان بر روش ايشان باشند تا اخذ فيض توانند كرد، و لهذا خداي تعالي آدميان را پيغامبر ساخت نه ملائكه را چنانكه در قرآن عظيم مكرر بيان فرمود پس مشابهت كامله با انبياء همين است كه به اين نوع معامله كنند و هر كه اين صفت در وي اكمل وي
(1) - سوره ي بقره، آيه: 7.