و اما افضليت شيخين نسبت جمعي كثير از انصار و مهاجرين اولين كه در اصل اين صفات شريك اند، پس بمفهوم اين آيه؛ زيرا كه فحواي آيت دلالت ميكند بر آنكه هر چند اعانت پيغمبر در قتال و انفاق سابق تر فضل زياده تر.
پس حال عباس و خالد ظاهر شد، و همچنان جمعي كه در اول اعانتها كردند اما در آخر نماندند تا اعانت كنند مثل حمزه و مصعب بن عمير، و همچنان آنانكه نشر علوم كردند ليكن نصرت اسلام به اعتبار جهاد از ايشان ظاهر نشد مانند ابي ابن كعب و عبدالله بن مسعود و معاذ بن جبل.
آنچه در اينجا (بحث) مي بايد كرد حال مرتضي است، پس مي گوئيم اما افضليت شيخين به اعتبار تشبه به اراده بعثت، پس به دو وجه مي بايد دانست يكي بشارات صريحه كه در منامات واقع شد مصرح آمد به حال شيخين نه به حال مرتضي.
دوم آنچه واقع شد در خارج؛ زيرا كه وجود خارجي مبين و مفسر بشارات صدق مصدوق است.
پس آن حضرت صلي الله عليه وسلم در حق شيخين بشارت دادند كه خليفه خواهند شد و كار دين از دست ايشان منتظم خواهد شد، و فتوح بسيار بر دست ايشان از مكمن غيب به ظهور خواهد رسيد، و واقع شد آنچه بشارت دادند، به خلاف مرتضي كه فتوح اسلام در ايام خلافت وي متحقق نشد، و خود چه امكان دارد كه آن حضرت صلي الله عليه وسلم بشارت دهد به چيزي كه واقع نشود.