پس من بر آن شدم كه مردم را از حيله هاي ابليس بر حذر دارم و كمينگاههايش را نشان دهم زيرا در شناسانيدن شر اعلامِ خطري است جهت خودداري از غلتيدن در آن. چنانكه از حذيفه نقل است كه گفت: «همگان دربارة خير از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) پرسش مي كردند اما من دربارة شر مي پرسيدم، از بيم آنكه مبادا شر مرا دريابد» . و نيز عكرمه از ابن عباس نقل مي كند كه گفت: «گمان ندارم امروز در روي زمين شيطان هلاك يك تن را به انداة هلاك من بخواهد» ، پرسيدند: چرا و چگونه؟ گفت: «شيطان در شرق يا غرب بدعت پديد مي سازد و آن بدعت را كسي نزد من مي آورد و من به نيروي سنت آن بدعت را ريشه كن مي سازم» .
و اين كتاب را چنان ساختم كه بر حذر دارنده از فتنه شيطان است و بيم دهنده از در افتادن به دام آزمايشهاي او؛ افشاگر پنهانكاريهاي اوست و رسواگر فريفتاري او. و آن را در سيزده باب نوشتم كه از مجموع آن تلبيس ابليس آشكار شود و فهم زيركان اشتباهكاريهاي او را دريابد. اينك عنوان بابها:
باب اول: امر به همراهي سنت و جماعت
باب دوم: در نكوهش بدعت و بدعت سازان
باب سوم: در بر حذر داشتن از فتنه ها و حيله هاي ابليس
باب چهارم: در معناي تلبيس و غرور (فريبفاري و فريفتگي)
باب پنجم: در بيان تلبيس ابليس در عقايد و كيشها
باب ششم: در بيان تلبيس ابليس از راه علم بر عالمان
باب هفتم: در تلبيس ابليس بر حاكمان و شاهان
باب هشتم: در تلبيس ابليس از راه عبادت بر عابدان
باب نهم: در تلبيس ابليس بر زاهدان
باب دهم: درتلبيس ابليس بر صوفيان
باب يازدهم: در تلبيس ابليس بر اهل دين از راه كرامات نمايي
باب دوازدهم: در تلبيس ابليس بر عاميان
باب سيزدهم: در تلبيس ابليس بر همگان از راه آرزوهاي دور و دراز
باب اول
امر به همراهي سنت و جماعت