اينگونه موارد چنان به طغيان آغشته شده اند كه حتي باعث تحريف كتابها و دستورات نازل شده از جانب خدا نيز شده اند به گونه اي كه همگام هوس هاي آنان باشد. آنها در كتابهاي خدا مواردي گنجانده اند كه خارج از دستور خداست و حتي صلاحيت پاداش دادن و مجازات كردن و بخشيدن گناهان و ورود به فردوس اعلي را نيز به خود داده اند. از نمونه هاي اين طغيان در عصر حاضر بروز مادي گرايي و تفسير مادي تاريخ و حوادث و بندگي كردن شهوتها و لذتهاست.
با اين نگرش، دعوت به سوي توحيد و يكتاپرستي، دعوت براي بنياد نهادن صحنه آزادي و از بين بردن زنجيرهاي ظالمين است كه در گردن بشريت آويخته اند. به وسيله عقيده توحيد است كه آزادي انسان در برابر آن انسانهاي دست دراز و مغرور، حفاظت مي شود، زيرا شخص موحد هرگز سر خود را در برابر هيچ بشري خم نمي كند و روي خود را نمي شكند، زيرا [مي داند كه] اين كار خضوع براي باطل و تجاوز به آزادي است.
اجباري در دين نيست:
در اسلام، اجبار بر پذيرش عقيده و دين ناجايز است. از چند جهت:
اول:
كسي كه به اجبار ايمان مي آورد هيچ نفع و بهره اي در آخرت ندارد و از شرايط پذيرش ايمان اين است كه بر مبناي قناعت و باور صادق و اطمينان قلبي باشد. قرآن كريم از فرعون كه در حال غرق شدن بود نقل مي كند كه ايمان آورد و باور خود را به پروردگاري و معبود بودن خدا اعلام كرد، اما نفعي به حالش نداشت: