بنابراين؛ از اصول گفتگو و مناظره سودمند آن نيست که در پايان يکي از طرفين قول طرف مقابل را قبول کند. اگر چنين امري تحقيق يابد و دو طرف بر رأي واحدي اتفاق پيدا کند، بهترين خواسته و نهايت هدف از مناظره تحقق پيدا کرده است. اما اگر اين امر تحقق پيدا نکند، گفتگو به شرطي سودمند است که دو مناظره کننده قانع شوند که هر کدام روش خود را ادامه دهند. اين امر زماني براي آنها جايز است که اختلاف آنها در حد مجاز و جايز باشد. در مبحث هدف از گفتگو در صفحات پيشين اين مطلب با تفصيل بيشتري ذکر شده است.
ابن تيميه - رحمه الله - در بيان اين امر مي گويد: «گروهي از آنها، [علما] ، کسي را که با او در مسائل اجتهادي اختلاف داشته باشد، معذور مي دانند و او را وادار به موافقت با فهم خود [از امور] نمي کنند» . به نقل از المغني
اما اگر گفتگو به نزاع، جدايي، روي گرداني، فريبکاري، تخطئه و نسبت دادن ناداني به يکديگر کشيده شود، به شکست مي انجامد.
اصل هشتم:
قبول نتايجي که طرف هاي گفتگو به آن دست مي يابند و التزام جدي به اين نتايج و پيامدهاي آنها اگر اين اصل تحقق پيدا نکند، مناظره بيهوده و مورد پرهيز خردمندان خواهد بود.
ابن عقيل مي گويد: «هر کدام از طرفين بايد سخن کسي را که داراي حجت و دليل است، بپذيرند. زيرا اين امر موجب بالا رفتن منزلت، کمک بيشتر به فهم و درک حقيقت و پيمودن راه حقيقت مي شود.
شافعي - رحمه الله - مي گويد: کسي که با من مناظره کرد و حجت و دليل مرا قبول نمود بي ترديد در نظر من بزرگ جلوه نمود، و کسي که حجت و دليل مرا رد کرد، از ارزش او در نظرم کاسته شد». [1]
آداب گفتگو:
1 -التزام به گفتار نيک و پرهيز از به چالش طلبيدن و ساکت کردن طرف مقابل.
(1) . علم الجدل، ص 14.