الصفحة 20 من 52

-28آنكه آب، آتش و شمشير بر ذات او كارگر نبودى.

-29به هر مقام و منزلى كه فرود مى آمدى شبانگاه گرداگرد آن حصارى برپا مى شدى.

-30بر سر او هميشه ابر مى بودى و آن ابر را كسى ديده نمى توانستى.

-31هر كه را مى خواستى هدايت مى بخشيدى و از ضلالت مى رهانيدى.

-32آنكه روزى دست خود را بر پشت شخصى گذاشت چنانچه پرده از جلو آن شخص برداشته شد و

عالم غيب را مشاهده مى كرد.

-33روزى با اصحاب خود در كشتى نشسته بود. در وسط راه يكى از آنها آرامگاه شهباز قلندر را

ديد و گفت چه خوب مى بود كه اگر به زيارت او مشرف مى شدى. چون مهدى موعود متوجه شد بر آنكس پرده از

عالم غيب دور شد و ديد كه همه اولياء الله كه در هندوستان هستند رسنهاى كشتى آن حضرت را بر كتف

خود نهاده اند و كشتى او را حمل مى كنند.

-34آنكه اصحاب او در سفر حج گفتند كه كعبة الله بر گرداگرد مهدى طواف مى كند.

-35موقعيكه غسل جمعه مى كرد هر قطره آب كه از تن او مى افتادى شكر خدا بجا مى آوردى كه

ما را بر اندام مهدى مشرف كرده است.

-36موقعيكه در شهر فراه بين عصر و شام جنّيات صداى كلام او را شنيدند با او ملاقات نموده

و گفتند: »هذا صار معجزات ظاهرة على ثبوت خاتم الولى كما كان ايمان الجنّ حجة لخاتم النبى صلّى الله

عليه و سلّم«.

-37آنكه وفات او مانند پيامبر در روز جمعه يعنى يوم الخميس به وقوع پيوسته است.

-38آنكه پيش گويى نموده بود كه بعد از وفات او در بين اهل فراه خصومتى به ميان خواهد آمد

كه چنين شد.

-39آنكه مى گفت حكمى كه بيان مى كنم از خدا و به امر خدا بيان مى كنم و كسى كه از يك

حرف اين احكام منكر شود به نزد خداوند مسئول خواهد بود.

-40آنكه به امير سيّد خوند مير گفته بود كه در جنگى كه عليه مخالفين مهدويت انجام مى دهى

لشكر عظيم دشمنان فرار خواهند كرد و تو در روز دوم آن جنگ كشته خواهى شد و نيز به او گفته بود كه

ختم ولايت بر شما است.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت