-9از بركت پس خورده او آب شور به شيرين مبدّل گشت.
-10اگر آن حضرت چوب خشك را به دست خود در زمين نشاندى في الحال سبز مى شدى.
-11بول و غايط آن خاتم ولايت هيچ وقت مرئى نشده بود.
-12او را مانند ذات پيامبر سايه نبود.
-13خوشبويى آن حضرت چنين بوده است هر كسى را كه به دست بوسى خود مشرف كردى كم و
زياده از چهل روز خوشبويى آنحضرت از دست آنكس زايل نشدى.
-14هيچ بوى مكروه را با آن حضرت گذر نبودى يعنى خوشبويى آن حضرت برآن بدبويى چنان
غلبه كردى كه اثر بدبويى نماندى و زايل شدى.
-15بر ذات او هرگز مگس ننشستى.
-16براى استماع كلام او ازدحام بسيار مى شدى.
-17آنكه او در هر جاييكه برفتى به زبان آنجا بيان قرآن ادا مى كرد.
-18او به كرّات و مرّات مى گفت كه اگر كسى را در باب مهدى بودن اين بنده شك و ترديدى باشد
به كتب آسمانى چون تورات، انجيل، زبور و فرقان مراجعه نمايند و اگر من يك حرف خطا نموده ام مهدى
موعود نباشم.
-19بر پشت او مهر ولايت حك بود چنانچه بر پشت مبارك حضرت پيامبر مهر نبوّت حك شده بود.
-20موقعيكه بر اسب سوار مى شدى و در راه موانعى پيش آمدى به قدرت خداوندى زمين هموار
شدى.
-21آنكه چهل فرسنگ قبل از آمدن او به كدام شهرى آوازه مى شدى كه مهدى موعود مى آيد و در
هرطرف كه روان مى شدى تمام احجار و اشجار آواز مى دادى »هذا مهدى خليفة الله«.
-22نام، نسب و حسب هركسى را بدون پرسش از آن شخص مى دانستى.
-23ضمير دل هر كسى را به فرمان خداوند آشكارا مى كردى.
-24آنكه مى فرمود كه يك نظر بنده بهتر از عبادت هزار ساله است.
-25همه ماهيان، ماران، كژدمان، شيران و جمله درندگان منقاد و مطيع او بودند.
-26اگر ظالمى يا فاجرى دبدبه، شأن و شوكت بسيار داشتى چون به نزد وى مى آمدى منقاد و
فرمانبردار او مى شدى.
-27در وسط راه يا صحرايى كه مى گذشتى و آب نمى بودى به حكم الله باران مى باريدى و
صحرا پرآب مى شدى.