ورفق بالرّعية وصار له اولاد مثل الملوك ثمّ صودر واخذ منه اموال فخمة ومات فجأة بشيراز عن ستّ وسبعين سنة» انتهى،-
ملك اسلام را اولاد متعدّد بوده است وما اسامى هشت تن از پسران او را كه از كتب مختلفه تواريخ التقاط كرده ايم ذيلا ذكر مى نمائيم: يكى از آنها ملك فخر الدين احمد بن ابراهيم است كه در سنه ششصد ونود وهفت از جانب غازان بسفارت در دربار تيمور قاآن بن چيم كيم بن قوبيلاى قاآن بن تولى بن چنگيز خان (694 - 706) در چين مأمور گرديد وبا انواع تحف ونفايس هداياى ثمين كه لايق چنان بارگاهى بود بدان صوب حركت نمود وپس از طىّ مسافات ومعاناة اخطار ومخافات بالأخره در نزديكيهاى خانبالغ (- پكن) باردوى تيمور قاآن رسيد، تيمور قاآن مقدم او را بغايت اعزاز تلقّى نمود وبدست خود او را كاسه شراب داد كه علامت نهايت اكرام واحترام بوده است در دربار مغول، در مراجعت ازين سفر دور ودراز كه قريب هفت سال طول كشيد در نزديكيهاى معبر (يعنى قسمت جنوبى ساحل شرقى شبه جزيره هندوستان كه اكنون بنام ساحل كروماندل «1» معروف است) ملك فخر الدّين را وفات در رسيد در سنه هفتصد وچهار، واو را در معبر در جنب مرقد عمّش برادر ملك اسلام ملك اعظم مرزبان الهند تقى الدين عبد الرحمن بن محمد طيبى كه وزير ومشير ونايب پادشاه معبر بود ودر دو سال قبل در سنه هفتصد ودو وفات يافته بود دفن نمودند (وصّاف 302 - 303، 505 - 507) ،-
پسر ديگر ملك اسلام ملك معظم سراج الدين بن ابراهيم است كه در معبر در نزد عمّش تقىّ الدين عبد الرحمن مزبور توطّن اختيار نموده بود، پس از وفات اين اخير پادشاه معبر قصد كرد كه اموال ومخلّفات تقىّ الدين را تصرّف نمايد، سراج الدّين مبلغ دويست هزار دينار زر بپادشاه مزبور تقديم نمود تا از آن عزم منصرف شد ومناصب عمّش را بر سراج الدّين مقرّر داشت، در سنه هفتصد وپانزده كه عساكر سلطان علاء الدّين خلجى معروف پادشاه دهلى ولايت معبر را تسخير نمودند نسبت باهالى آنجا از قتل نفوس ونهب اموال چيزى فرو گذار نكردند از جمله جميع اموال واملاك وثروت گزاف ملك سراج الدّين نيز در آن فتنه بباد غارت رفت، ملك