در اول حال (آن هر دو برادر) نور الله مرقدهما، بر طريق مذهب [1] كراميان بودند بحكم اسلاف (و) بلاد خود، اما [چون] سلطان معز الدين بر تخت غزنين نشست واهل آن شهر ومملكت بر مذهب امام ابو حنيفه كوفى بودند رضى الله عنه، سلطان معز الدين [2] بر موافقت ايشان، مذهب امام اعظم قبول كرد [3] اما سلطان غياث الدين طاب ثراه [4] شبى در خواب ديد، كه او با قاضى (سعيد) وحيد الدين مرو الرودى [5] رحمه الله كه بر مذهب امام شافعى [6] رضى الله عنه ومقتداى شفعويان بود در يك مسجد بودندى، ناگاه امام شافعى (رحمه الله) درآمدى در محراب رفتى وتحريمه نماز پيوستى، وسلطان غياث الدين وقاضى وحيد الدين هر دو بامام شافعى اقتدا كردندى. چون از خواب در امد، سلطان فرمان داد: تا بامداد قاضى وحيد الدين در بارگاه تذكير فرمودند [7] ، چون بر بالاى كرسى رفت در اثناء سخن گفت: (كه اى) پادشاه اسلام! اين داعى دوش خوابى ديده است وعين خوابى كه سلطان ديده بود باز گفت.
او هم بمثل آن ديده بود (كه سلطان) چندانچه [8] از كرسى فرود آمد بر بالا رفت وبخدمت سلطان [9] ، در حال سلطان دست مبارك قاضى وحيد الدين عليه الرحمه بگرفت ومذهب امام شافعى رضى الله [10] قبول كرد.
چون نقل سلطان بمذهب اصحاب حديث شافعى شد [11] بر دل علماء مذهب محمد كرام (رحمة الله عليه) حمل آمد، واز آن طايفه علماء بزرگ (بسيار) بودند، اما دران عصر افصح ايشان امام صدر الدين على هيصم نيشاپورى بود وساكن (و) مدرس مدرسه شهر افشين [12] غرستان [13] بود قطعه يى بگفت وسلطان را در ان نقل اعتراض كرد وآن قطعه چون بخدمت سلطان رسيد [14]
[1] بر طريق ومذاهب.
[2] مط: كوفى بودند رحمه الله، او بموافقت.
[3] مط: مذهب ابى حنيفه. رحمه الله اختيار كرد.
[4] مط: نور الله مرقده.
[5] : مروزى طاب ثراه، تاريخ وفات شيخ وحيد الدين محمد بن محمود مرو رودى فقيه شافعى ماه رجب سنه 599 ه در هراتست (مجمل فصيحى 2: 279)
[6] مط: كه بر مذهب اصحاب حديث بود ومقتداى شفعويان.
[7] مط: وحيد الدين را تذكير فرمودند
[8] مط: چنانچه
[9] مط: فرود آمد وبخدمت سلطان بالا رفت سلطان
[10] مط: رحمته الله عليه
[11] مط: نقل سلطان در اصحاب حديث شايع شد
[12] اصل: اقسين. مط: افشين
[13] مط: غرجستان
[14] مط: بسلطان رسيد.