آنانكه وسائط بودند در ميان آنحضرت صلي الله عليه وسلم وامت او به صورت واسطگي ظاهر شدند وهم الشهداء علي الناس، و نشو و نما باز انحطاط و نقصان دين به ظهور رسيد به مثل آنكه اگر كره ي متحركه تصور كني و محور و قطبين و دائرهء عظيمه از صلب اين تصور لازم آيد من حيث تدري او لا تدري؛ لهذا در كتب الهيه جائي كه ذكر آنحضرت آمده است ذكر امت او نيز آمده و اين نيز در همان موطن مشخص شد كه آخر كار ايشان مغفرت باشد و به شريعت سهله سمحه ايشان را مكلف سازند و اين همه در صورت دعاء و اجابت ممثل گشت خداي عز وجل اين دو آيه را از همان موطن فرود آورده آنحضرت صلي الله عليه وسلم از اين سر خبر دادند.
بالجمله آنچه در ازل الآزال مقصود بود به همان صورت ظهور نمود و آنچه ظاهر نشد مقصود نبود بلكه وهمي بيش نيست كانياب الغول و انسان ذي عشرة رءوس. واي بر كسي كه گمان مي كند كه مقرر در شرع خلافت شخصي بود و واقع در اشخاص ديگر شد. اگر گوئي فتن در قضائي الهي داخل اند آنجا حكم الهي ديگر ميباشد و واقع در خارج ديگر؟ جواب گوئيم صورتيكه ما در تقرير آنيم صورت تشريع است كه از محض رحمت امتنانيه برآمده و صورت رسالت آنحضرت صلي الله عليه وسلم و قيام امت مرحومه به اقتداي او نه فِتَن و معاصي و خلاف مرضي شتّان ما بينهما قال الله تعالي:"ومن الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله والله رئوف بالعباد [1] "
وقال الله تعالى:
(1) - سوره بقره، آيه 207.