بالجمله اختلاف در اين قرون مانند اختلاف اصناف است در ميان نوع واحد [1] ، به يك حساب همه واحد است وبه يك حساب مختلف و متعدد؛ لهذا در حديث رحي الاسلام همه را در يك مرتبه شمرده اند، و در حديث الخلافة بالمدينة والملك بالشام همه را به يك منزلت نهاده اند، و درحديث نبوت و رحمت همه را يك وصف اثبات نمودند، و در حديث فتن كه از مسند حذيفه است همه را زمان استقامت گقته اند، و در حديث كرز بن علقمه همه را در مراتب زيادت و نمو گذاشته اند چون تغير اعظم بظهور پيوست شكل عالم برگشت و تغاير نوعي به نسبت زمان اول به ظهور انجاميد و در دامن اين تغير سه فتنه و دو هُدنه (صلح) واقع شد و آنحضرت صلي الله عليه وسلم شرح و تفصيل آن پنج حادثه فرموده اند بما لا مزيد عليه اخرج الشيخان عن حذيفه قال كان الناس يسئلون رسول الله صلي الله عليه وسلم عن الخير وكنت اسأله عن الشرّ مخافة ان يدركني قال قلت يا رسول الله انا كنا في جاهليةٍ وشر فجاء الله بهذا الخير فهل بعد هذا الخير من شر؟ قال نعم قلت فهل بعد ذلك الشر من خير قال نعم وفيه دخنٌ قلت وما دخنه قال يستنون بغير سنتي ويهدون بغير هديي تعرف منهم وتنكر قلت فهل بعد ذلك الخير من شر قال نعم دعاةٌ علي ابواب جهنم من
(1) - فرق بين نوع و صنف اينست که اختلاف انواع به سبب امور ذاتيه مي باشد؛ مثل انسان و اسب که ذات آن ها با هم مختلف اند، و اختلاف در اصناف به سبب امور خارجي مي باشد؛ مثل انسان افغاني و ترکي.