اما فعل آنحضرت صلي الله عليه وسلم با ايشان معامله منتظر الامارة پس شاهد آن تفويض امامت صلوة است در قصه رفتن بقبيله عمروبن عوف، و در تبوك چون افواج مسلمين بيرون شهر آمدند حضرت صديق را براي عرضه لشكر و اقامت صلوة معين فرمود و در مرض آخر، و آن متواتر بالمعني است.
و امير الحج ساختن (حضرت صديق - رضي الله عنه - ) در سال نهم و بغزوات فرستادن چندين بار، وهميشه مشاورت فرمودن با شيخين در امور مسلمين.
و امير ساختن حضرت عمر - رضي الله عنه - را در بعض غزوات و عامل صدقات مدينه فرمودن او را، و فرستادن حضرت عثمان - رضي الله عنه - را بجانب اهل مكه در مصالحه حديبيه، و والي يمن گردانيدن حضرت مرتضي - رضي الله عنه - را و دعاء نمودن براي وي كه قضا بر وي آسان شود و اين احاديث برهيئت مجموعي متواتر بالمعني شده است.
و از لوازم خلافت خاصه آن است كه آنچه خداي عزوجل براي آنحضرت صلي الله عليه وسلم وعده فرموده است بعض آن بر دست اين خليفه ظاهر شود، و اين علامت خلافت خاصه در وقت خلافت توان شناخت نه قبل از خلافت بخلاف علامات ديگر. و وجود اين معني در خلفا متحقق است در آيهء: الذينَ اِن مَّكَّنهُم في الارضِ اَقامُوا الصلوةَ (1) اقامت صلوة وايتاء زكوة و امر بمعروف و نهي از منكر مذكور شده.