اما افضليت به اعتبار تشبه در جزء عملي نفس ناطقه به نسبت سياست مدن و ترتيب جيوش پس امري است ظاهر كالشمس في رابعة النهار، در وقت شيخين عالم مجتمع بود بر رأي واحد و اختلاف در ميان ايشان ني، همه با هم متفق مشغول به جهاد كفار بودند"اشداء علي الكفار رحماء بينهم [1] "صفت حال ايشان بود و در ايام حضرت مرتضي اختلاف در اختلاف واقع شد و مردمان احزاب متحزبه گشتند، سيوف مسلمين از كفار مغمود گشت و از ميان خود ها مسلول و هر تدبيري كه براي رد اين بي انتظامي واقع شد خرق را متسع ساخت و عائد به امني و اطميناني نشد، تا آنكه همه امر از دست مرتضي بر آمد و به جز حوالي كوفه در تصرف نماند، آن نيز با هزاران منازعت و مزاحمت، موافق و مخالف بر اصل اين حكايت متفق اند هر چند در تصويب و تخطيه و در معذور داشتن و عكس آن مختلف باشند.
سوال: اگر گوئي كه فتح عراق و شام و مصر و كسر كسري و قصر قيصر و همه امت را به منزله ى يك تن ساختن بعد آن حضرت صلي الله عليه وسلم يحتمل كه به سبب امور خارجيه بوده باشد، مثلًا تعلق اراده حق (جلّ) وعلا به تأئيد اسلام و غلبهء مسلمين بر كافرين كما قال عزّ من قائل"ولقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين انهم لهم المنصورون وانّ جندنا لهم الغالبون [2] ".
(1) - سوره ى فتح، آيه: 29.
(2) - سوره ى صافات، آيات 171- 173.