و شگفت اينكه در هيچ يك از متون قرآن و حديث، جمله اي كه به برده داري امر كند نخواهي يافت در حالي كه صدها آيه و حديث وجود دارد كه به آزاد كردن بردگان فرامي خواند. به هنگام ظهور اسلام راههاي برده داري و سرچشمه هاي آن بسيار زياد و راههاي آزادي و رهايي بسيار كم و چه بسا رو به نابودي بود، اما اسلام چنين جهت گيري را تغيير داد و انگيزه ها و راههاي آزادي و رهايي از بردگي را گسترش داد و راههاي برده داري را با سفارشهاي خود بست.
اسير گرفتن افراد در جنگها از آشكارترين مظاهر برده داري بود و هر جنگي به ناچار اسيراني را در پي داشت و عرف حاكم بر روزگارچنان بود كه اسير هيچ حرمتي نداشت و سرنوشت او يا مرگ يا بردگي. اما اسلام راه سومي هم پيش روي اسيران گذاشت و آن هم برخورد نيكو با آنها و سرانجام، آزادي آنان بود.
در قرآن كريم آمده است: {وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلا شُكُورًا} [انسان / 8 ـ 9] . [ (و خوراك مي دادند به بينوا و يتيم و اسير، به خاطر دوست داشتن خدا.(و به زبان حال بديشان مي گويند:) ما شما را تنها به خاطر خدا خوراك مي دهيم، و از شما پاداش و سپاسگذاري نمي خواهيم)] .
ظرافت و انگيزه بخشي آيه جايي براي تفسير نمي گذارد. اما پيامبر هم در زمينه كرامتهاي اخلاقي چنين مي فرمايد: «به عيادت مريض برويد و گرسنه را غذا دهيد و برده را آزاد سازيد» . [به روايت بخاري] .