تألّق برق الودّ من ايمن الوادى ... فصادفت كنزا في صميم فؤادى
سقتنى حميّاها فهاجت صبابتى ... وفاحت بريّاها فزاد ودادى
توفّى في شعبان سنة خمس «1» وسبعين وسبعمائة ودفن في حظيرته خلف تربة مولانا نجم الدّين «2» رحمة اللّه عليهم (ورق 39 ب) .
17 -الامام ضياء الدين ابو الحسن مسعود بن محمود الشيرازى
كان اماما عالما زاهدا قد سافر وكتب وصحب الأمام فخر الدّين محمّد بن عمر بن الحسين الرّازى «3» ونقل عنه العلوم وقيل كان نسّاخا لمؤلّفاته، ثمّ ترك صحبته ولازم الشّيخ نجم الدّين ابا الجنّاب احمد بن عمر الصّوفى الخيوقّى الخوارزمى «4» ولبس عنه الخرقة وقرأ عليه مصنّفاته ورجع الى شيراز واقام وافاد،
(1) - كذا في م، در ب ق جاى كلمه «خمس» سفيد است،
(2) - ظاهرا بل قطعا مراد صاحب عنوان نمره 15 كه بلافاصله قبل مذكور شد بايد باشد،
(3) - يعنى امام فخر رازى معروف متوفّى در سنه 606 كه شهرت فوق العاده او ما را از هرگونه توضيحى درباره او مستغنى داشته است،
(4) - يعنى شيخ نجم الدّين كبرى از اشهر مشاهير مشايخ عرفا در اواخر قرن ششم واوايل هفتم، وفات وى بقول مشهور در سنه 618 بوده است در موقع فتح خوارزم بدست لشكر مغول كه وى در آن واقعه بشهادت رسيده است، اوّلين كسى كه باين فقره اشاره نموده تا آنجا كه ما اطّلاع داريم رشيد الدّين فضل اللّه وزير است در جامع التّواريخ كه در حدود 710 تأليف شده وعين عبارت او از قرار ذيل است: «چنگيز خان چون آوازه شيخ نجم الدّين شنيده بود بوى كس فرستاد كه من خوارزم را قتل خواهم كرد آن بزرگ بايد كه از ميان ايشان بيرون رود وبما پيوندد شيخ رحمة اللّه عليه در جواب گفت كه هفتاد سال با تلخ وشيرين روزگار در خوارزم با اين طايفه بسر برده ام اكنون كه هنگام نزول بلاست اگر بگريزم از مروّت دور باشد بعد از آن او را از ميان كشتگان بازنيافتند والسّلام» ،- پس از آن در تاريخ گزيده وتاريخ يافعى ونفحات وروضة الصّفا وحبيب السّير وساير كتب تواريخ وتذكرها اين فقره را متدرّجا با شاخ وبرگهاى بسيار تكرار كرده اند وهرچه از اصل واقعه دورتر ميشويم زوايد وتفاصيل افسانه مانند بسيارى مى بينيم كه بر اين حكايت سهل وساده طبيعى جامع التّواريخ علاوه شده است، ولى عجب است كه در تاريخ جهانگشاى جوينى كه قريب پنجاه سال قبل از جامع التّواريخ تأليف شده وصاحب آن علاء الدّين عطا ملك جوينى از همه كس بيشتر از وقايع اوايل خروج مغول ونيز از اوضاع واحوال خوارزم باخبر
(بقيه در صفحه بعد)