،مقدمه، ص:15
عمق تفكر و احاطه او به موضوع موجب شگفتى و حيرت خواننده مى شود.
در فصل بعدى، احاديث موضوع (يا مصنوع) از يكسو و احاديث صحيح از سوى ديگر مورد بحث و تحليل قرار مى گيرد.
وى از كسانى كه وضع حديث كرده اند مانند ابن ابى العوجاء و ديگران نام مى برد و برخى از احاديث نادرست مانند حديث زغب الصدر، نور الذراعين، عيادة الملائكة، و قفص الذهب را نقل مى كند و به جرح آنها مى پردازد. واضعان حديث از اهل كفر و الحاد و يا متهم به مجوسيت و مانويت و يا قائل به اثنينيت بوده اند؛ ابن مقفع مجوسى بوده و به زندقه شهرت داشته است.
الحاد ابن ابى العوجاء مشهور خاص و عام است و واضعان با وضع چنين احاديثى در صدد دلجوئى و استمالت از عوام الناس بوده اند. ولى راويان ثقات، احاديث صحيح را از سقيم باز شناخته در صدد جرح و نقض احاديث مجعول برآمده اند. از سوى ديگر برخى از احاديثى را كه پسر زكريا نقل كرده، صحيح و معتبر است و به هيچ روى نمى توان در صحت انتساب و اصالت آنها شك كرد و طعن پسر زكريا، ناشى از عدم احاطه وى به مبانى دين و حاكى از جهل و نادانى اوست. حديثى را كه پسر زكريا در آن طعن كرده است اين است: رأيت ربّى في احسن صورة ... و يا حديثى كه ام طفيل زن ابىّ بن كعب از حضرت رسول نقل كرده است: سمعت النبى (ص) يذكرانه رأى ربه في المنام في صورة شاب موفّر. در اينجا ابو حاتم معناى رمزى و تمثيلى اين احاديث را باز مى نمايد و براى توجيه و تبيين معانى باطنى آن به آيات قرآنى و نيز به اقوال تورات و انجيل استشهاد